الشيخ أبو الفتوح الرازي

9

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

آورديم كه ما اطفال بوديم و به ايشان اقتدا كرديم و ايشان را شبهت از آن افتاد كه گمان بردند كه لفظ « ذرّيّه » متناول نباشد الَّا اطفال صغار را و پنداشتند كه اشتقاق آن از « ذرّ » است ، و اين انديشه‌اى خطاست براى آن كه جمله بشر را ذرّيّت آدم خوانند از كوچك و بزرگ و بالغ و نابالغ ، قال اللَّه تعالى : رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ ( 1 ) . . . ، و لفظ صالح واقع نباشد الَّا بر بالغان و عاقلان دون اطفال . و وجه دوم در تأويل آيت آن است كه : چون خداى تعالى ايشان را از بديع فطرت و از كمال صنعت چنان آفريد و تركيب عجيب و آيات و دلايل و عبر در خلق ايشان كه دليل كند ( 2 ) بر آن كه ايشان را خالقى است قادر ، عالم ، حىّ ، موجود ، حكيم ، سميع ، بصير ، مريد ، كاره مدرك . حاصل بر صفات كمال در اين خلق بمنزلت كسى بود كه گواه بر ايشان گيرد ( 3 ) تا انكار نتوانند كردن كه اين جمله را خالقى و آفريدگارى و مقدّرى و مدبّرى بايد و ايشان در اين باب بمنزلت معترفى ( 4 ) باشند و اگر چه آن جا اشهادى و اعترافى حقيقى نباشد چنان كه خداى تعالى گفت : ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ( 5 ) ، و بر حقيقت نه از خداى تعالى قولى بود و نه از آسمان و زمين ، و مثله قوله : شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ . . . ( 6 ) ، و ما دانيم كه هيچ كس به كفر بر خود گواى ندهد ، و مراد آن است كه فعلى كند كه دليل كفر كند و مانند اين قول قايل است : جوارحى تشهد بنعمتك و حالى معترفة باحسانك ، و مثله في التوسّع قول الشّاعر : فلئن نطقت بشكر بربك جاهدا فلسان حالى بالشكاية انطق و آنچه روايت كرده‌اند از بعضى خطبا مانند اين است : سل الارض من شق انهارك و غرس اشجارك و جنى ثمارك فان لم تجبك حوارا اجابتك اعتبارا ، و اين بابى واسع است و اين را استشهاد بسيار باشد از نظم و نثر . مردى نظام را پرسيد ( 7 ) : ما الامور الصّامتة النّاطقة ؟ قال : الدّلايل المخبرة و العبر الواعظة ، قوله : * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ ) *

--> ( 1 ) . سوره مؤمن ( 40 ) آيه 8 . ( 2 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل : دليل اند . ( 3 ) . آو ، بم ، مل ، لت : كرد . ( 4 ) . اساس : متعرفى ، به قياس با نسخه آو ، تصحيح شد . ( 5 ) . سوره فصّلت ( 41 ) آيهء 11 . ( 6 ) . سوره توبه ( 9 ) آيهء 17 . ( 7 ) . اساس : پرسيدند ، با توجّه به اتفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .