الشيخ أبو الفتوح الرازي

71

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

آنچه از خون با گوشت و جگر آميخته باشد از آنچه جدا نتوان كردن ، آن معفوّ و مباح است و گوشت خوك و ( 1 ) اگر چه گوشت را تخصيص كرد از خوك همه [ چيز ] ( 2 ) حرام است از ( 3 ) گوشت و پوست و پيه و موى . * ( فَإِنَّه ) * ، كنايت راجع است با آنچه ( 4 ) در پيش ذكر آن برفت از حرام . * ( أَوْ فِسْقاً ) * ، عطف است على « لحم خنزير » ( 5 ) ، و مراد به « فسق » اين جا ذبيحه است كه نه به نام ( 6 ) خداى كشته باشند ، بل به نام اصنام و اوثان كشته باشند . آنگه گفت : اگر كسى مضطر شود و ضرورت او را بدان آرد ( 7 ) كه اين چيزها او را تناول بايد كردن ( 8 ) و باغى و عادى ( 9 ) نباشد در او چند قول گفتند : ( 10 ) يكى آن كه طلب اين چيزها نكند ، و گفته‌اند : [ طلب ] ( 11 ) لذّت نكند به تناول اين چيزها ، و گفته‌اند : [ مراد ] ( 12 ) [ 121 - ر ] به باغى آن است كه بر امام عادل برون ( 13 ) آيد ، و گفته‌اند : معنى آن است كه تعدّى نكند از آن كه امساك رمق كند او را ، و گفته‌اند : تعدّى نكند از حلال به حرام ، و حدّ آن ضرورت كه اين چيزها [ را ] ( 14 ) با آن رخصت باشد آن است كه از گرسنگى ( 15 ) به جايى رسد ( 16 ) كه از تلف نفس بترسد . * ( فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، « فا » جواب شرط است ، يعنى هر كه مضطر ( 17 ) باشد خداى تعالى غفور و رحيم است بر بندگان ، به رحمت رخصت داده است ( 18 )

--> ( 1 ) . آج ، لب : ندارد . ( 14 - 11 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 3 ) . وز ، آج ، لت او . ( 4 ) . آن كه . ( 5 ) . اساس : على الحم الخنزير ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 6 ) . اساس : بىنام ، با توجّه به مج ، زو تصحيح شد . ( 7 ) . مج ، وز ، لت : به آن آرد ، مل : با آن آرد . ( 12 - 8 ) . اساس : كرد ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 9 ) . لت : داعى . ( 10 ) . آج ، لب : قول رفته بود . ( 13 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آن : بيرون . ( 15 ) . وز : گشنگى . ( 16 ) . مل : رسيده باشد . ( 17 ) . اساس : مضطرب ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 18 ) . مج ، وز ، مل ، لت : رخصت داد .