الشيخ أبو الفتوح الرازي

65

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و بعضى دگر گفتند : اين خطاب است با سلطان ، يعنى بالاى حقّ خود مستانى ( 1 ) و بعضى دگر گفتند : خطاب عام است با همه ، و گفته‌اند : اسراف هم در افراط مستعمل است و هم در تقصير ، و در اين بيت را بر اين تفسير دادند كه شاعر گفت ( 2 ) : أعطوا هنيدة تحدوها ثمانية ما في عطائهم منّ و لا سرف اى منّة و لا تقصير ، و يقال السّرف الاخطاء من قولهم : مررت بكم فسرفتكم ، اى اخطأتكم ، ( 3 ) معنى آن باشد كه به جاى خود نهى ( 4 ) و از جاى و استحقاق تعدّى مكنيد . و آنچه واجب است در غلَّات و ثمان عشر است يا نصف العشر ، و نصاب در او پنج وسق باشد هر وسقى شصت صاع هر صاعى چهار مد هر مدّى دويست و نود و دو درم و نيم ، و نصاب همين يكى باشد و پس از آن هر چه بيفزايد از اندك و بسيار عشر يا نصف العشر بايد داد ، اگر از جايى آب خورد كه آن را مؤنثى نبود چون آب باران و رود عشر بايد داد ( 5 ) ده يك ، و اگر آب را مؤنت باشد چون آب كاريز نصف العشر بايد داد ( 6 ) ، و آنچه دهد در عهد امام به امام مسلمانان بايد برد تا او بر مستحقّان قسمت كند و در وقت آن كه امام حاضر نباشد او قسمت كند بر مستحقّان ( 7 ) ، و اگر چه به يك كس دهد روا باشد . آنگه گفت : خداى تعالى مسرفان را كه اسراف كنند و از اندازه تعدّى كنند . دوست ندارد . * ( وَمِنَ الأَنْعامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً ) * ، و از چهارپايان بيافريد براى شما حموله و فرش و عامل در حموله و فرشا هم آن عامل متقدّم است من قوله : انشأ ، يعنى انشأ حمولة و فرشا ، و در معنى « حمولة و فرشا » سه قول گفتند ، يكى آن كه عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه و عبّاس و حسن و مجاهد گفتند : « حموله » شتر بزرگ

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مل ، آف : مستانيد . ( 2 ) . مج ، وز ، مل شعر . ( 3 ) . اساس : اخطاتم ، با توجّه به مج ، تصحيح شد . ( 4 ) . آف : نهيد . ( 6 - 5 ) . مج ، وز : دادن . ( 7 ) . مج ، وز ، لت : مستحقانش .