الشيخ أبو الفتوح الرازي

62

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

دارد ( 1 ) و از گاو و گوسفند حرام كرديم بر ايشان پيه ( 2 ) هاشان مگر آنچه برداشت پشت ايشان يا رودگانى يا آنچه آميخته باشد به استخوان آن پاداشت ( 3 ) داديم ايشان را به ظلمشان و ما را ستيگريم ( 4 ) . اگر دروغ دارند ( 5 ) تو را بگو خداى شما خداوند رحمت ( 6 ) است فراخ و باز ندارند ( 7 ) عذاب از گروه ( 8 ) گناهكاران [ 119 - ر ] . قوله : * ( وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ ) * ، وجه اتّصال آيت به آيت اوّل آن است كه خداى تعالى چون ذكر آن كه كافران گفتند بكرد و بر ايشان رد كرد باز نمود كه خطا كردند ، بندگان را تذكير كرد به بعضى نعمتهاى خود تا بدانند كه كس را نرسد كه تحليل و تحريم كند مگر آن را كه منعم باشد بر بندگان خود به اين انواع اين نعمت . و بيان كرديم كه انشاء ، احداث فعل باشد بر سبيل ابتدا نه بر وجه اقتدا به مثالى ( 9 ) سابق ، و مثله : الابتداء و الاختراع . « جنّات » جمع جنّت باشد و آن بستان بسيار درخت بود كه زمين او را از آفتاب بپوشد . « معروشات » در او دو قول گفتند : يكى آن كه عبد اللَّه عبّاس و سدّى گفتند آن مراد چفته است كه مردم بر بندند براى زر ، و قول دوم آن است كه : ابو على گفت آن خواست به او كه بناهاى بلند دارد از ديوار بست و حظيره ، و اصل عرش رفع بود و منه سمّي السّرير الرّفيع عرشا ، و منه قوله : وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ( 10 ) ، اى سرير كبير ( 11 ) . و قوله :

--> ( 1 ) . مج ، وز : خداوند هر ناخنى را . ( 2 ) . آج ، لب : چربى . ( 3 ) . مج ، آج ، لب ، آف : پاداش . ( 4 ) . مج ، وز : راست گيريم بم : راستى كرديم . ( 5 ) . لت : گويند . ( 6 ) . مج ، وز : رحمتى . ( 7 ) . اساس : باز ندارد با توجه به معنى آيهء تصحيح شد . ( 8 ) . مج ، وز : قوم . ( 9 ) . آج ، لب : مثال . ( 10 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 23 . ( 11 ) . اساس : كثير ، با توجه به مج ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .