الشيخ أبو الفتوح الرازي

49

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

است به ثواب و عقاب و قول اوّل اوليتر است . * ( وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ) * ، آنگه كافران را گفت شما خداى را عاجز نتوانى ( 1 ) كردن و از قبضهء قدرت او برون شدن ( 2 ) و اگر چه عمل آنان مىكنند كه پندارى ( 3 ) از عذاب او سلامت خواهند يافتن براى غرورشان به طول سلامت . و آيت ( 4 ) وارد است مورد وعيد و تهديد [ را ] ( 5 ) . * ( قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ ) * آنگه گفت : اى محمّد بگو اين مكلَّفان را كه بكنى ( 6 ) آنچه توانى ( 7 ) بر حسب مكنت و طاقت خود ، بعضى گفتند : مراد به « مكانت » طريقت است و بعضى دگر گفتند مراد طاقت و مكنت است . عبد اللَّه عبّاس و حسن گفتند : ناحيه باشد ، جبّايى گفت : على حالتكم ، زجّاج گفت : مراد تمكّن است ، و اگر چه صيغهء امر است مراد تهديد است كقوله : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ( 8 ) و اين صيغه در اين معنى براى مبالغت آورد آنگه گفت ( 9 ) : انّي عامل من نيز عمل خواهم كردن و لكن ( 10 ) به طاعت خداى تعالى بر آنچه مرا فرموده است و روا بود كه « عامل » به خبر از خدا بود ، يقال : و المعنى انّي عامل بكم ما تستحقّونه من الثّواب و العقاب ، آنگه گفت : بدانى ( 11 ) آنچه مىكنى ( 12 ) و اين نيز بر سبيل تهديد است و سوف ( 13 ) خلوص فعل را باشد به استقبال و سين به معنى سوف همين معنى دارد ، يعنى بدانى ( 14 ) جزاى اعمال خود و آنچه شما مستحقّ آنى ( 15 ) ، ابو بكر خواند : مكاناتكم بر جمع . و باقى قرّاء بر واحد مكانتكم . من تكون ، حمزه و كسائى خواندند من يكون به « يا » براى تقديم

--> ( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف : نتوانيد . ( 2 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : بيرون شدن . ( 3 ) . مج ، وز : پنداريد مل : پندارند . ( 4 ) . مج ، وز ، مل هم . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 6 ) . مج ، وز ، آف : بكنيد مل : بكنند . ( 7 ) . مج ، وز ، آف : توانيد مل : توانند . ( 8 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 10 ) . آج ، لب : ليكن . ( 14 - 11 ) . مج ، وز ، آف : بدانيد . ( 12 ) . مج ، وز ، آف : مىكنيد . ( 13 ) . مج ، وز ، لت براى . ( 15 ) . مج ، وز ، آف : آنيد .