الشيخ أبو الفتوح الرازي
6
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كه اگر خداى تعالى به ( 1 ) ايشان هر چه خواستند بكند هم ايمان نيارند بطوع . و در آيت دليل است بر آن كه اگر خداى تعالى دانستى كه ايشان را آنچه خواستندى ( 2 ) بدادندى ( 3 ) ايمان آوردندى بكردندى ( 4 ) تا ايمان آوردندى ، و اين دليل كند بر فساد قول آن كس كه گويد : روا باشد كه در معلوم لطفى باشد كه خداى تعالى داند كه اگر با كافر بكند كافر عند آن ايمان آرد و آنگه ( 5 ) نكند ، براى آن كه اگر باشد واجب بود بر خداى تعالى كه بكند تا كافر ايمان آرد و الَّا مؤدّى بود با نقض غرض او و منافى حكمت باشد . قوله : * ( وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا ) * ، وجه تشبيه در « كذلك » محتمل است دو وجه را : يكى آن كه چنان كه دگر پيغامبران ( 6 ) را دشمن بودند همچنين تو را دشمنان ( 7 ) باشند و وجهى ( 8 ) ديگر آن كه چنان كه تمكين و تخليه كرديم دشمنان پيغامبران ( 9 ) را همچنين دشمنان تو را تخليه كنيم ( 10 ) و تمكين و منع نكنيم ايشان را بقهر و جبر . امّا « جعل » را در آيت در تفسير او چهار وجه گفتهاند : يكى حكم و تسميه . ما حكم كرديم به آن كه ايشان دشمناند و ايشان را دشمن نام نهاديم و حكم و تسميه تابع محكوم و مسمّى باشد و اثر نكند در تغيير آن بل تعلَّق او به آن على ما هو به باشد . و وجه دوم آن است كه : به معنى تخليه و تمكين است ، و تخليه و تمكين از شرايط تكليف است چه اگر مكلَّف ممكّن ( 11 ) و مخلَّى نباشد ملجأ و مضطرّ بود ، و اين منافى تكليف باشد و روا باشد وجهى دگر و آن آن است كه : چون
--> ( 1 ) . مج ، وز ، مل : با . ( 2 ) . مج ، وز : خواستند . ( 3 ) . وز ، مل ، آن : بدادى . ( 4 ) . آج ، لب : بكردى . ( 5 ) . مج ، وز : انكار ، مل : آنگاه . ( 9 - 6 ) . آج ، لب ، مل ، آف ، آن : پيغمبران . ( 7 ) . آج ، لب : دشمن . ( 8 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، مل : وجه . ( 10 ) . آف ، تخليه كرديم . ( 11 ) . مل : متمكّن .