الشيخ أبو الفتوح الرازي

411

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايشان خواند ، و اگر چه نكرده‌اند و بعضى از ايشان خود نكنند ، چنان كه يكى از ما غلامش را گويد : تو كار خود مىكن و عمل خود بر دست مىدار ، يعنى آنچه تو را كردنى است و تو را فرموده‌اند از رشد و صلاح خود ، و اين قول حسن است و جبّايى و طبرى و رمّانى . قول دگر آن است كه : ما مقرّر كرديم تا هر قومى آنچه ايشان به علَّت كردند ( 1 ) در مذهب و طريقهء خود از حجّت و شبهه ، و مراد به تزيين عمل كمال عقل است و خلق علم كه به آن حجّت بدانند و شبهه بدانند ، و آنان كه در شبهه آويختند بر اين قول نه از خداى باشد ، از ايشان باشد كه نظر نكردند تا شبهه به حجّت مشتبه شد ايشان را . قول سيوم ( 2 ) آن است كه : مراد به تزيين ( 3 ) عمل اعلام ايشان است و خلق علم به حسن محسّنات و قبح مقبّحات ، تا حسن كار بندند و از قبح اجتناب كنند . وجه چهارم ابو القاسم بلخيّ گفت : مراد آن است كه خداى تعالى مقرّر بكرد در عقل هر عاقلى وجوب شكر منعم او و تعظيم حقّ او و وجوب امتثال امر و فرمان او ، امّا چون مشركان از آن كه نظر نكردند ( 4 ) اعتقاد ايشان در معبودشان چنان بود كه اين نعمت از ايشان است ، اين تعظيم ايشان را كردند ، پس تقصير و تفريط از ايشان آمد بر ( 5 ) ترك نظر و الَّا آن كه خداى تعالى در عقل مركوز نكرد هر دو قوم را از مؤمن و كافر در اين معنى بر يك حد است ، آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : مرجع همه با من است ، خبر دهم ايشان را به آنچه كرده باشند ، يعنى جزا دهم و مكافات كنم . قوله : * ( وَأَقْسَمُوا بِاللَّه ) * [ 103 - ر ] * ( جَهْدَ أَيْمانِهِمْ ) * ، محمّد بن كعب القرظيّ و كلبيّ گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه مشركان گفتند : يا محمّد ! تو ما را خبر مىدهى كه موسى را عصايى بود كه بر سنگ زدى از او چشمهء ( 6 ) آب روان شدى و اگر ( 7 ) بر دريا زدى در او راههاى خشك پيدا شدى ، و عيسى احياى موتى كردى . و صالح را

--> ( 1 ) . وز : ايشان نقل كردند . ( 2 ) . مج ، وز : سه‌ام ، آج : سوم . ( 3 ) . در اساس ، مج ، وز : كلمه به صورت « تبزين » هم خوانده مىشود . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : نكرده‌اند . ( 5 ) . مج ، وز ، مت : در . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، لت : چشمه‌هاى . ( 7 ) . مج ، وز ، مت : ندارد .