الشيخ أبو الفتوح الرازي

410

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

محمّد ! از شتم و دشنام خدايان ما باز ايستى و الَّا ما نيز خداى تو را دشنام دهيم . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : دشنام مده خدايان ايشان را كه پس ايشان مرا دشنام دهند به ظلم بى علم ، و سبّ [ 102 - پ ] و شتم و طعن و غمزه ( 1 ) و إزراء به يك معنى باشد . و قوله : * ( فَيَسُبُّوا اللَّه ) * ، محلّ اين فعل نصب است براى آن كه جواب امر است به « فا » و علامت نصب سقوط « نون » است . * ( عَدْواً ) * ، اى عدوانا و ظلما ، و نصب او بر تميز باشد ، و شايد كه مفعول بود . و يعقوب خواند و حسن و قتاده و عطا در شاذّ « عدوّا » على وزن فعول ، و ديگران « عدوا » على وزن فعل ، يقال : عدا عليه يعدوا عدوّا ، و هو مجاوزة الحدّ ، و اعتدى اعتداء و تعدّى تعدّيا هم به اين معنى باشد ، و استعديت الامير على فلان ، أى تظلَّمت من عدوانه فاعداني عليه أى ازاله عنّي و آيت دليل است بر وجوب تقيّه و زبان نگاه داشتن در جاى و وقتى كه نه جاى اظهار حق باشد ، قديم تعالى گفت : با اين مشركان بساز و با ايشان مدارا كن كه تو در سراى ايشانى و ايشان بسياراند و تو يار ندارى ، و ايشان ساز دارند و تو ندارى ( 2 ) . و دارهم ما دمت في دارهم و أرضهم ما كنت في أرضهم چون رسول را به وقت ضعف تقيّه فرمايند و ساختن امام اوليتر كه پايهء او از پايهء پيغامبر فروتر باشد ، و آنگه رعيّت كه از هر دو فروتر باشند [ به ] ( 3 ) ايشان اوليتر . و وجوب دفع مضرّت از مقتضاى عقل است و شرع به آن وارد است در قرآن و سنّت . * ( كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ) * ، ما بياراستيم براى هر قومى كارشان . در اين چند قول گفتند : يكى آن كه مراد به كار ايشان آن است كه ايشان را فرموده‌اند از ايمان و طاعت ، بيانش : وَلكِنَّ اللَّه حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ وَزَيَّنَه فِي قُلُوبِكُمْ ( 4 ) ، يعنى چنان كه امّت تو را ايمان فرمودم و بر آن تحريض كردم و ترغيب به امر و نهى و دواعى ، امّت سلف را همچنين كردم و هر تمكين كه شما كردم ، و آنچه الطاف مقرّبه است از ثواب و عقاب كه با شما كردم با ايشان نيز كردم و آن مأمور به را عمل

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : غميزه . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، آج شعر . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 4 ) . سورهء حجرات ( 49 ) آيهء 7 .