الشيخ أبو الفتوح الرازي

391

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و از آن جايش نشر كنند . كريب گفت عبد اللَّه عبّاس مرا بخواند ، گفت بنويس : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم من عبد اللَّه بن عبّاس الى حبر تيماء ( 1 ) : امّا بعد فحدّثني عن مستقرّ و مستودع ، و آنگه مرا گفت : اين نامه به فلان جاى بر به فلان مرد جهود ده كه او حبر [ ى ] ( 2 ) از احبار است . من آن نامه ببردم و به آن حبر دادم نامه بستد و در او نگريد ، گفت : مرحبا بكتاب خليلى من المسلمين ، [ مرحبا به نامهء دوست من از مسلمانان ] ( 3 ) . آنگه مرا به خانه برد و چند سفط پيش من آورد و صفحه‌ها ( 4 ) برمىگرفت و فرو مىنگريد و مىانداخت . من گفتم : اين چيست كه فرو مىاندازى ؟ گفت : اين نبشته‌هاى جهودان است كه به دروغ نوشته‌اند ، طلب نوشتهء موسى مىكنم تا آنگه كه نوشته بر گرفت و فرو نگريد و گفت : اين نوشتهء موسى است . آنگه ساعتى تأمّل كرد پس ( 5 ) بنوشت ، گفت : مستقرّ فى الرّحم ، مستقرّى در رحم باشدش و مستقرّى در زمين بر پشت زمين و مستقرّى در شكم زمين در گور و مستقرّى آن جا كه مأوى و مصير او باشد بهشت يا دوزخ ، آنگه برخواند : و نقرّ فى الارحام [ 98 - ر ] ما نشاء ( 6 ) وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ( 7 ) ، حسن بصرى گفت : مستقرّ در گور باشد و مستودع در دنيا ، و گفتى : يابن ادم انت وديعة [ في اهلك و پوشك أن يلحق بصاحبك ، آنگه اين بيت برخواندى - شعر ] ( 8 ) : [ و ما المال و الأهلون إلَّا وديعة ] ( 9 ) و لا بدّ يوما أن تردّ الودائع و سليمان العدوىّ دو بيت بگفت در اين معنى : فجع الأحبّة بالأحبّة قبلنا و النّاس مفجوع بهم و مفجّع مستودع او مستقرّ قد خلا ( 10 ) فا المستقرّ يزوره المستودع در اين ابيات چنين نهاد كه مستقرّ در گور است و مستودع در دنيا - و اللَّه اعلم بمراده . * ( قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ) * ، ما آيات و ادلَّه و بيّنات مفصّل كرديم براى

--> ( 1 ) . آج : حبرها ، لب : خيرهما . ( 9 - 8 - 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : صحيفه‌ها . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : تأمل مىكرد . ( 6 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 5 . ( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 36 . ( 10 ) . مجمع البيان ( 2 / 140 ) : مدخلا .