الشيخ أبو الفتوح الرازي
390
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ ) * ، او آن خداست كه بيافريد شما را از يك نفس يعنى آدم - عليه السّلام - * ( فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ ) * ، ابن كثير و ابو عمرو و روح خواندند : « فمستقرّ » و باقى قرّاء خواندند : به كسر « قاف » على الفاعل ، يعنى فمنكم مستقر ، و باقى قرّاء خواندند : به فتح قاف على معنى فلكم مستقرّ على الموضع . و در معنى « مستقرّ » و « مستودع » ، مفسّران خلاف كردند عبد اللَّه مسعود گفت : بهرى مستقرّند يا بهرى را مستقرّى است در رحم مادر تا به وقت زادن و ايشان را مستودعى است جايى كه ايشان را به وديعه آن جا بنهند از گور تا به روز قيامت ، يقال : قرّ فى المكان و استقرّ و اودعته مكان كذا و استودعته ، پس مستقرّ مكان باشد و مستودع هم مكان باشد هم مفعول ، و مقسم گفت : مستقرّ مأواى مرد باشد و مستودع آن جا كه بميرد . سعيد جبير گفت : مستقرّ شكم مادر است و مستودع صلب پدر است او را به وديعت به صلب پدر دادند تا مدّتى آن جا بباشد و به وقت مطالبت به رحم مادر درآيد ، در او قرار گيرد تا به وقت خود ، آنگه جايگاه بدل كند و به زمين آيد ، آن مستقرّى ديگر است او را مدّتى آن جا بماند آنگه به مستودع ( 1 ) لحد آيد ، آن جا قرار كند و وديعت او باشد تا به وقت بعث . آنگه از آن جاش برانگيزند تا به مستودع عرضگاه آيد آن جاش مدّتى مقام باشد ، از آن جاش به مستقرّ بهشت يا دوزخ برند و آن مستقرّى كه از آن جاش رحلت و انتقال نبود . سعيد جبير گفت ، يك روز عبد اللَّه عبّاس مرا گفت : يابن جبير ، كدخداى شدهاى ؟ گفتم : نه ، دست بر پشت من زد ، گفت : آنچه مستودع صلب توست لا بد به وقت خود بيرون آرند . عكرمه گفت از عبد اللَّه عبّاس : مستقرّ آن باشد كه او را بيافريده باشند ( 2 ) و در رحم قرار داده و مستودع آن باشد كه هنوز در رحم آبى باشد . مجاهد گفت : مستقرّ دنياست كه قرارگاه است و مستودع آخرت است چون با پيش خدا شود . ابو العاليه گفت : مستقرّ مرد ايّام حياتش باشد و مستودع آن جا كه بمرد ( 3 )
--> ( 1 ) . آج ، لب : مستقر . ( 2 ) . آج ، لب : باشد . ( 3 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : بميرد .