الشيخ أبو الفتوح الرازي
388
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سيصد و شصت مغرب نهادم كه در هر روز به مطلعى برآيد و به مغربى فرود شود ( 1 ) از آن جا گفت : فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ ( 2 ) ، چنان كه مطالع و مغارب مختلف مىشود مدار و مسير ( 3 ) او مختلف مىشود از اين جاست كه هيچ دو روز در سال چند يكديگر نباشد الَّا متفاوت به قدر اختلاف او در سير طول و قصر شب و روز پيدا شود آنگه منافع آن جز خداى نداند كه كشت پرورد و نبات روياند ( 4 ) و ميوه رساند و نور گستراند و راه نمايد الى ما لا يحصى كثرة ( 5 ) چون آفتاب فرو شود در شب ماه بر آرم تا حساب ايّام و شهور و سنين بدانى و اجل ديون و اوقات معاملات و وقت عبادت ( 6 ) از حجّ و روزه . آفتابت طبّاخى مىكند و ماهتابت ( 7 ) صبّاغى مىكند اين مىپزد و آن مىرزد ( 8 ) تا كار تو به برگ و مهيّا باشد و عيش تو در ميانه ( 9 ) مهنّا ( 10 ) باشد ، اين نه به تدبير توست به تقدير من است . * ( ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ) * ( 11 ) ، تقدير خداى عزيز است كه هيچ غالبى او را غلبه نتواند ( 12 ) ، عليمى كه مصالح خلايق او راند ( 13 ) بعزّت بكند و بحكمت بنهد راى تو را به ( 14 ) اين راه نيست انديشه را بدين ( 15 ) گذر نيست ، تقدير تو بدين ( 16 ) محيط نشود تدبير تو بدين نرسد : و ليس بتقدير الكواكب ما ترى و لكنّه تقدير ربّ الكواكب * ( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ ) * ، « جعل » اين جا به معنى « خلق » است براى آن متعدّى است به يك مفعول ، او آن خداست ( 17 ) كه براى شما ستارگان بيافريد ، هم از جملهء تعداد نعمت است مورد آيت مورد منّت است چرا آفريد ؟ بىغرض نيست و از عرض ( 18 ) مثل خالى نيست .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز بم : فرو شود . ( 2 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيهء 40 . ( 3 ) . آج ، لب : سير . ( 4 ) . آج ، لب ، مل : بروياند . آن : برويانيد . ( 5 ) . لب ، بم : كثيرة . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لت ، مر : عبادات . ( 7 ) . مج ، وز ، مت ، مر : ماهتاب ، آج ، لب : ماهت . ( 8 ) . بم ، آف ، مر : مىريزد . ( 9 ) . مج ، وز ، مت : ميان . ( 10 ) . مج ، وز ، مت ، لب ، آف ، لت : مهيّا . ( 11 ) . سورهء يس ( 36 ) آيهء 38 . ( 12 ) . آج ، لب كرو . ( 13 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت ، آن ، مر : داند . ( 14 ) . آج ، لب : با . ( 15 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : انديشهء تو را بر اين . ( 16 ) . مج ، وز ، مت : به اين . ( 17 ) . مج ، وز ، مت : خداى است . ( 18 ) . آج ، لب ، مر ، آف ، لت ، آن ، مر : غرض .