الشيخ أبو الفتوح الرازي

350

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

يافت ، به جرم از همه مهتر ( 1 ) و به نور از همه بيشتر و به قدر از همه بلندتر ، گفت : تا به ( 2 ) اين نيز ( 3 ) دستى بر آزمايم ( 4 ) تا اين چه ذوق دارد * ( هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ ) * ، براى آن گفت « هذا » اگر چه آفتاب مؤنّث است - كه هنوز او را نشناخت ، چه اگر او را شناختى نگفتى « هذا ربّي » آن خواست كه هذا الطَّالع ربّي ، اين بر آينده ( 5 ) ، خداى من است چون او نيز فرو شد و كبر جرم و علوّ قدر ، او را حمايت نكرد از اين آفت بدانست كه هر چه از جنس او باشد از شكل او باشد مثل او باشد از همه روى برگردانيد و گفت : من بيزارم از هر چه مشركان آن را بدون او مىپرستند از همه تبرّا كرد ، اين وجهى است در جواب آن كس كه سؤال كند كه : شايد كه ابراهيم - عليه السّلام - به الهيّت كواكب گويد . جواب ديگر از او آن است كه ابراهيم - عليه السّلام - اين بر وجه تهكّم و سخريّه گفت بر آنان كه ستاره پرست بودند و خواست تا ايشان را تنبيه كند بر اعتقاد جهلشان و به ايشان نمايد نقص و عيب معبودانشان ( 6 ) ، گفت : هذا ربّي بزعمكم ، چنان كه يكى از ما مجسّم را گويد بر اين وجه : هذا ربّه يجيء و يذهب و يتحرّك و يسكن ، اين خداى ( 7 ) نگر كه اينان گرفته‌اند كه بيايد و بشود و برخيزد و بنشيند ، يعنى او به زعم ايشان خداست ، و اين وصف براى تنبيه كند ايشان را بر جهل و خطاى ايشان . و مانند آن است كه در خبر آوردند كه : يكى از حواريّان عيسى برسيد به جايى كه بت پرستان بودند ، خواست تا ايشان را دعوت كند و از آن منع كند دانست كه آن حب نشود و تربيت بر تقليد ايشان را رها نكند تا از او قبول كنند ، بيامد و ايشان را گفت : اين معبودان شمااند اينان را نكو پرستى ( 8 ) و اجتهاد كنى ( 9 ) در عبادت اينان تا به وقت درماندگى شما را فرياد رسند ، ايشان گفتند : اين نكو مردى است كه ما را نصيحت مىكند و وصيّت مىكند به حسن عبادت معبودان ما .

--> ( 1 ) . مج ، مت ، آن : بهتر . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت : با . ( 3 ) . مج ، مت ، وز هم . ( 4 ) . آج ، لب : بيازمايم . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت : برآمده . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت ، آن : ايشان . ( 7 ) . وز : خدايى . ( 8 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف ، آن : پرستيد . ( 9 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : آف ، آن : كنيد .