الشيخ أبو الفتوح الرازي

281

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

از فلق دريا و يد بيضاء و احياى موتى و مانند اين ، حق تعالى گفت ( 1 ) : قادرم ، و لكن بيشتر ( 2 ) ايشان نمىدانند . خلاف كردند در آن كه چه نمىدانند . بعضى گفتند : شاكّاند در قدرت من از آن جا كه مرا به صفات كمال نمىشناسند . بعضى دگر گفتند : نمىدانند كه [ اگر ] ( 3 ) من آن آيت كه ايشان مىخواهند بفرستم هم ايمان نيارند [ كه معلوم از حال ايشان خلاف اين است . بعضى دگر گفتند : نمىدانند كه اگر من آن آيت بفرستم و ايشان ايمان نيارند ] ( 4 ) ، كلمهء عذاب بر ايشان واجب شود و ايشان را استيصال بايد كردن . آنگه گفت : * ( وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ ) * ، « ما » نفى است و « من » مؤكّد نفى است ، گفت : نيست هيچ رونده ( 5 ) در زمين و نه هيچ پرنده‌اى در هوا الَّا و ايشان امّتان و جماعاتاند ( 6 ) همچون شما مخلوق ( 7 ) مرزوق آفريدهء روزى خور . بعضى گفتند : وجه تشبيه اين است ( 8 ) ، بعضى دگر گفتند : وجه تشبيه آن است كه هم ( 9 ) چون شما اجناس و اصناف و اشكال مختلف هر صنفى [ 69 - پ ] مشتمل بر عدد بسيار نر مادهء متوالد ( 10 ) متناسل . بعضى دگر گفتند : وجه تشبيه آن است كه چنان كه در خلق شما و حسن تقدير و لطف تدبير شما دليل است بر آن كه شما را خالقى و صانعى و مدبّرى و مقدّرى هست در هيچ صنف نيست ، و الَّا متأمّل ناظر را دليل است بر آن كه او را خالقى قادر ، عالم ( 11 ) ، حىّ ، موجود است حاصل بر صفات كمال . بعضى گفتند : [ معنى ] ( 12 ) آن است كه همچون شما زنده‌اند و همچون شما بميرند و همچون شما زنده شوند براى انتصاف ( 13 ) اعواض تا حق تعالى حقّ هر صاحب حقّى به او رساند و هيچ مظلومى را

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت من . ( 2 ) . مج ، وز ، مت : بيشترينهء ، مر : بيشترين . ( 12 - 4 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت : دونده . ( 6 ) . مج ، وز ، مت : جماعتند . ( 7 ) . آج ، لب مر . ( 8 ) . مج ، مت : عبارت « بعضى گفتند . . . » را ندارد . ( 9 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آف ، لت : من ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 10 ) . مج ، وز ، مت : متولَّد . ( 11 ) . مل : و عالم . ( 13 ) . آج ، لب ، لت و .