الشيخ أبو الفتوح الرازي

274

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بل او را خوانى ( 1 ) تا برگشايد آنچه خوانى ( 2 ) او را اگر خواهد و فراموش كنيد آنچه انباز گرفته باشيد ( 3 ) . و بفرستاديم به امّتانى ( 4 ) پيش از تو بگرفتيم ايشان را به سختى و درويشى ( 5 ) تا مگر اينان زارى و لابه كنند . چرا چون آمد به ايشان عذاب ما زارى نكردند و لكن سخت شد دلهاشان و بيا راست ايشان را ديو آنچه مىكردند . چون فراموش كردند آنچه ياد دادند به آن بگشاديم بر ايشان درهاى ( 6 ) هر چيزى تا چون شاد شدند به آنچه دادند ايشان را بگرفتيم ايشان را ناگاه كه ديدند ايشان نوميدان . ببريدند اصل گروه آنان كه بيداد كردند ( 7 ) و سپاس خداوند جهانيان را . قوله : * ( قَدْ نَعْلَمُ ) * ، حق تعالى به اين آيت تسليت و دلخوشى رسول - عليه السّلام - داد ، گفت : ما دانيم كه تو را دلتنگ مىكند ( 8 ) آنچه ايشان مىگويند و مثله قوله : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ، و اين آيات و مانند اين متضمّن باشد دو معنى را : يكى تسليت رسول - عليه السّلام - و ديگر ( 9 ) وعيد كفّار ، گفت : ما مىدانيم و بى خبر نه‌ايم ( 10 ) از آنچه اين كافران مىگويند و دل تو به آن تنگ مىكنند و تو را

--> ( 2 - 1 ) . آف : خوانيد . ( 3 ) . آج : شرك مىآريد ، لب : شركى مىآريد . ( 4 ) . آج ، لب : گروهها . ( 5 ) . آج ، لب : فقر . ( 6 ) . آج ، لب خير و نعمت . ( 7 ) . مج ، وز ، مت : بيدادكاران . ( 8 ) . آن مىكنند . ( 9 ) . مج ، مت : ذكر ، وز : و دگر . ( 10 ) . اساس آن : نيئم ، مج ، وز ، مت : نه‌ايم .