الشيخ أبو الفتوح الرازي
229
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آفريدن ( 1 ) . ابليس روزى با جماعتى فرشتگان ( 2 ) بر او بگذشت گفت : خداى تعالى از اين خاك و گل خلقى خواهد آفريدن ، اگر شما را طاعت او فرمايد ( 3 ) چه خواهى كردن ( 4 ) ؟ گفتند : انقياد و سمع و طاعت . ابليس گفت : امّا من طاعت ندارم اين را كه من مىبينم كه اصل او چيست تا بدانى كه ابليس هميشه كافر بود و لكن نفاق مىورزيد . آنگه روح در آدم دميد و او را خلقى سوىّ تمام بيافريد ، * ( ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه ) * ، پس حكم كرد بر او اجلى و وقتى ، و اجلى ( 5 ) نامزد كرده بنزديك اوست . حسن و قتاده و ضحّاك گفتند : اجل اوّل از وقت خلق او بود تا به وقت مرگش ، و اجل دوم از وقت مرگ است تا به وقت بعث مدّت مقام در برزخ ، براى آن گفت : « عنده » كه در آن وقت به منزل اوّل باشد از منازل آخرت و روى به سراى حكم خداى دارد كه دار جزاست . مجاهد و سعيد جبير گفتند : « اجل » اوّل اجل دنياست و « اجل » دوم اجل آخرت ( 6 ) ، براى آن گفت : « عنده » كه آن جا حكم او را باشد دگر كس را آن جا حكم نباشد ، و عطيّه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : مراد به اجل اوّل خواب است كه يشبه الموت و هو أخوه ، او را در خواب بدارد تا به وقت بيدارى ، و مراد به اجل دوم وقت مرگ است و براى آن گفت « عنده » كه علم آن بنزديك اوست ، و بعضى دگر گفتند : هر دو اجل يكى است ، و تقدير كلام آن است كه : قضى لكم اجلا و هو اجل مسمّى عنده ، شما را وقتى و اجلى بر زد و آن وقت و اجل ، مسمّى است بنزديك او ، كس علم آن نداند مگر او و كس از آن در نگذرد . و گفتهاند : براى آن گفت « عنده » كه آجال در لوح محفوظ نبشته ( 7 ) است و آن آن جاست كه كس را حكم نباشد جز او را . و بعضى دگر گفتند : به اجل اوّل
--> ( 1 ) . بم ، آف : آفريد . ( 2 ) . مج ، وز : فريشتگان . ( 3 ) . لت : فرمايند . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف ، آن ، مر : خواهيد كردن . ( 5 ) . آج ، لب : اجل . ( 6 ) . مج ، وز ، لت است . ( 7 ) . آف : به نوشته .