الشيخ أبو الفتوح الرازي
221
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
باشد از فاعلش : بر وجه حكمت باشد و بر وجهى بود كه حكمت اقتضا نكند ، پس اين لفظ عامتر است و در فايده شاملتر . دگر آن كه غرض عيسى - عليه السّلام - آن است كه باز نمايد كه اگر تو عذاب كنى ايشان را ، تو را عزّت و غلبه و قهر ( 1 ) است ، و با آن كه چنين است بحكمت و صواب [ كنى ، و اگر بيامرزى هم بر وجه حكمت و صواب ] ( 2 ) باشد . * ( قالَ اللَّه هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ ) * ، نافع خواند : « يوم » به نصب ، و باقى قرّاء به رفع . حجّت آنان كه به رفع خواندند آن است كه : « هذا » مبتدا بود و « يوم » خبر او ، و حجّت نافع آن است كه نصب باشد على الظَّرف من « قال » ، كأنّه تعالى قال : انّ هذا القول يقع منه * ( يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ ) * ، و « يوم » مضاف است با جملهء فعلى ، و تقدير آن است كه : هذا يوم ينفع الصّادقين قولهم ، و « قال » به معنى يقول است - چنان كه گفتيم ، و قوله : * ( هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ ) * ، تعلَّق دارد به اين قصّه كه از پيش رفت من قوله : * ( أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ ) * ( 3 ) ، و به جواب عيسى - عليه السّلام - كه گفت : * ( ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِه ) * ، بار خدايا ! من نگفتم ايشان را الَّا آنچه [ 55 - ر ] تو فرمودى مرا ، و اين سخن راست باشد ، و درست آن است كه صدق راجع نيست با روز قيامت ، بل راجع است با دنيا ، و تقدير آن است : كه يوم ينفع الصّادقين صدقهم فى الحيوة الدّنيا ، براى آن كه صدقى و تصديقى كه در قيامت كنند بر آن ثواب نباشد براى آن كه ملجأ باشند با آن و علم ضرورى حاصل باشد ( 4 ) ايشان را كه اگر ايشان خواهند تا معصيت كنند تمكين نكنند ايشان را و منع كنندشان از آن ، و دگر مضرّت عظيم عاجل از عذاب دوزخ معلوم و معاينه باشد ، و اين هم سبب الجاست ، نبينى كه حق تعالى از ابليس حكايت كرد : وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللَّه وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ ( 5 ) - الاية ، و اين جمله حكايت كه از او كرد هم راست است ، و با آن كه راست است هيچ نفع نكند ابليس را . و آنگه جزا و ثواب صادقان گفت كه ايشان را چه باشد : * ( لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي ) * ، ايشان را بهشتها باشد كه
--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : قهر و غلبه . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 3 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 116 . ( 4 ) . مج ، مت : شود ، وز ، لت ، مر : بود . ( 5 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 12 .