الشيخ أبو الفتوح الرازي
195
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سوگند خورند و دروغزن نباشند ؟ گوييم : امّا به آن كه در او دعوى كرده باشند در دست ايشان بينند يا آن كه ايشان انكار كرده باشند علم و خبر آن را يا آن كه ايشان اعتراف دهند يا به آن كه گواهى ( 1 ) دهند دو عدل بر ايشان به خيانت ، قوله : « إذا » و « لا » ( 2 ) جواب شرطى محذوف باشد ، و التّقدير : ان اعتدينا انا اذا لمن الظالمين . قوله : * ( ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها ) * - الآية ، « ذلك » اشارت است به سوگند خوردن ( 3 ) يا به حكم ، يعنى آن سوگند يا آن حكم نزديك گرداند و داعى باشد خداوند گواى ( 4 ) را كه گواى ( 5 ) بر وجه [ خود ] ( 6 ) به راست يا سوگند به راست خورد براى آن كه چون داند كه در شرع حكمى ( 7 ) هست كه ردّ اليمين كنند با مدّعى و سوگند ( 8 ) مقبول خواهد بودن او را ردع و زجر كنند ( 9 ) از آن كه سوگند به دروغ خورد يا گواهى ( 10 ) به دروغ دهد خلاف كردند در آن كه بر گواه سوگند باشد هيچ جا ( 11 ) يا ( 12 ) نباشد . عبد اللَّه عبّاس گفت : چون گواه كافر بود بر او سوگند بود و دگر جايگاها بر او سوگند نبود - و اين مذهب ماست . و بعضى دگر گفتند كه ( 13 ) : بر هر دو گواه كه وصى باشند و در حقّ ايشان تهمتى حاصل شود ( 14 ) ايشان را سوگند بايد خوردن . و خلاف كردند مفسّران در آن كه آن دو آيهء مقدّم حكم آن منسوخ است يا نه . عبد اللَّه عبّاس و نخعى و جبّايى گفتند كه : حكم آن آيتها منسوخ است ، و حسن بصرى و دگر مفسّران گفتند : حكم آن منسوخ نيست ، و آنچه اخبار ما و مذهب ما اقتضا مىكند اين است . و ابو القاسم بلخى گفت : بيشتر اهل علم بر آنند كه منسوخ نيست ، و اجماع علماست بر آن كه سورهء المائده به ( 15 ) آخر قرآن آمد هيچ از آن منسوخ نيست ، و رسول - عليه السّلام - در خطبهء حجّة الوداع گفت : انّ سورة المائدة من
--> ( 10 - 5 - 4 - 1 ) . مج ، وز ، مت : گوايى ، آج ، لب ، آف ، آن : گواهى . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : لام . ( 3 ) . بم : خوردند . ( 6 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . مج : حكم . ( 8 ) . مج ، وز ، مت ، لت او ، مر آن . ( 9 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مر : زجر كند . ( 11 ) . مج ، وز ، مت ، مر : جاى . ( 12 ) . مج ، وز ، مت : ما . ( 13 ) . اساس كه ، كه زايد مىنمايد . ( 14 ) . لب : حاصل آيد . ( 15 ) . مج ، وز ، مت ، لب : تا ، آن : من .