الشيخ أبو الفتوح الرازي
181
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
رسول - عليه السّلام - شنيدم كه گفت : مردمان چون منكرى بينند و تغيير نكنند ، خداى تعالى عقاب عام فرستد ايشان را ، امر معروف و نهى منكر كنيد و تهاونه ( 1 ) مكنيد در اين معنى و به اين آيت معذور ( 2 ) مباشيد كه گويى چو من كار خود كرده باشم مرا با كسى سبيلى نيست كه به خداى اگر امر معروف و نهى منكر كنى ( 3 ) و الَّا خداى تعالى [ 45 - ر ] مسلَّط كند بر شما بترين ( 4 ) خلقان و بر شما نهد عذاب . بدان كه نيكان شما ذليل شوند ايشان را ، و چون دعا كنند خداى تعالى اجابت نكند . و أبو هريره گفت ما رسول خداى را گفتيم : يا رسول اللَّه ، اگر ما همه معروف به جاى آريم و امر نكنيم و از همه منكر اجتناب كنيم و نهى نكنيم ما را زيان دارد ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : امر معروف كنيد و اگر چه همه معروف به جاى نياريد ، و نهى منكر كنى ( 5 ) و اگر چه از همه منكر اجتناب نكنى ( 6 ) . بعضى دگر گفتند معنى آيت آن ( 7 ) است كه : بر شما باد كه خود را نگاه دارى ( 8 ) چه اگر امر معروف و نهى منكر كنى ( 9 ) و از شما قبول نكنند شما را زيان ندارد . شقيق بن عقال ( 10 ) گفت ، عبد اللَّه عمر را گفتند : اگر بنشينى ( 11 ) در اين روزگار و امر معروف نكنى ( 12 ) و اين آيت كاربندى ( 13 ) كه : * ( عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ ) * . عبد اللَّه عمر گفت : مراد به اين آيت نه منم و اصحاب من ، براى آن كه رسول - عليه السّلام - گفت : الا فليبلَّغ الشّاهد الغايب ، الا و بايد كه شاهد ( 14 ) به غايب رساند ، ما حاضر بوديم و شما غايب ، ما را به شما مىبايد رسانيد ( 15 ) ، انّما ( 16 )
--> ( 1 ) . لت : تهاون . ( 2 ) . لت : مغرور . ( 9 - 5 - 3 ) . كنى / كنيد . ( 4 ) . آف : بدترين . ( 6 ) . نكنى / نكنيد . ( 7 ) . مج ، مت ، وز : اين . ( 8 ) . دارى / داريد . ( 10 ) . آج ، لب : سعيد بن عقال ، چاپ شعرانى ( 4 / 352 ) : سعيد بن عقار . ( 11 ) . لب : نبشتى ، لت : بنشينيد . ( 12 ) . مج ، وز ، لت : امر معروف و نهى منكر نكنى ، لت : نكنيد . ( 13 ) . كاربندى / كاربنديد . ( 14 ) . مج ، وز : حاضر . ( 15 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، آن : رسانيدن . ( 16 ) . اساس : امّا ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .