الشيخ أبو الفتوح الرازي

171

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گواى ميان شما چون حاضر آيد به يكى از شما موت مرگ وقت اندرز دو مرد خداوند راستى از شما يا دوى ديگر از جز شما اگر شما مسافر باشى ( 1 ) در زمين برسد به شما رسيده مرگ باز دارى ايشان را از پس نماز تا ( 2 ) سوگند خورند به خدا اگر شك آريد شما را كه ما نخريم به آن بها ( 3 ) و اگر باشد خداوند نزديكى ، و ما پنهان نكنيم گواهى خدا را كه پس ما از بزهكاران باشيم . [ 42 - پ ] اگر مطَّلع شوند بر آن كه ايشان مستحق شدند بزه ( 4 ) ، دوى ديگر كه باشند ( 5 ) به جاى ( 6 ) ايشان از آنان كه مستحق باشند از آنان دو اوليتر سوگند خورند به خدا كه گواهى ما درستتر از گواى ايشان و ما ظلم نكرديم كه ما از جملهء بيدادگران باشيم . آن كه بود نزديكتر ( 7 ) را بيارند به گواهى بر وجه خود يا بترسند كه رد كنند سوگندها پس سوگندشان و بترسى ( 8 ) از خدا و بشنوى ( 9 ) و خداى هدايت ندهد گروه فاسقان را . قوله : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ ) * ، مفسّران در سبب نزول آيت خلاف كردند . زهرى و قتاده ( 10 ) روايت كردند از انس و ابو صالح از ابو هريره كه : جماعتى از رسول - عليه السّلام - چيزها مىپرسيدند ، تا رسول - عليه السّلام - به خشم آمد برخاست ( 11 ) و بر منبر شد و از سر غضب و خشم گفت : اكنون مىپرسى ( 12 ) از آنچه

--> ( 1 ) . مج ، مت ، وز : باشيد . ( 2 ) . مج ، مت ، وز : يا . ( 3 ) . مج ، مت ، وز : بهاى . ( 4 ) . مج ، مت ، وز : دروغى را . ( 5 ) . مج ، مت ، وز : بايستند . ( 6 ) . مج ، مت ، وز : بر . ( 7 ) . مج ، مت ، وز : كمتر . ( 8 ) . بترسى / بترسيد . ( 9 ) . بشنوى / بشنويد . ( 10 ) . آج فاسقان را . ( 11 ) . آج ، لب ، بم ، مر : برخواست . ( 12 ) . مت ، آج : پرسيد ، لب : مىپرسيديد .