الشيخ أبو الفتوح الرازي

161

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكِينَ ) * ، « أو » حرف عطف است ، و التّقدير : فعليه جزاء أو كفّارة . و « طعام » مرفوع است به آن كه بدل كفّارت است ، و آن كه اضافت كرد [ گفت ] ( 1 ) : براى آن كه چون سه چيز بگفت در آيت از « جزا » و « صيام » و « طعام » ، تخصيص كرد آن را به اضافت ، فكأنّه قال : كفّارة طعام ، لا كفّارة هدى ، و كفّارة صيام . و در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه جزا قيمت كنند به مانند چهار پاى ، آنگه بهاى آن با طعام كنند ، و اين قول عطاست و بعضى مفسّران ، و مذهب ما اين است . و قولى ديگر آن است كه قتاده گفت : نفس صيد را قيمت بايد كردن كه آنگه [ كه ] ( 2 ) زنده بود چه ارزيد ، آنگه با قيمت طعام بايد كردن . * ( أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً ) * ، تا آن را به روزه برابر كنند به هر نيم ( 3 ) صاع يك روز روزه دارد عندنا و عند ابي حنيفة . و شافعى گفت : از هر مدّى روزى روزه دارد . و « صياما » نصب او بر تميز است ، و روا بود كه مفعول دوم عدل باشد ، يقال : عدل الدّقيق تمرا و بالتّمر ، و اين اوليتر است . * ( لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِه ) * ، يعنى اين كفّارت بر وجه عقوبت و نكال است ، و اصل « و بال » من قوله طعام و بيل اذا كان غير مرىء و هنيء لا يوافق الطَّبع ، و قال كثير : فقد اصبح الرّامون اذ انتم بها سموم [ 40 - ر ] البلاد يشتكون ( 4 ) و بالها * ( عَفَا اللَّه عَمَّا سَلَفَ ) * ، در او دو قول گفتند ، يكى آن كه : * ( عَفَا اللَّه عَمَّا سَلَفَ ) * من امر الجاهليّة ، خداى تعالى عفو بكرد آنچه در جاهليّت بود پيش ( 5 ) اسلام . قولى دگر آن كه : خداى تعالى عفو كرد ( 6 ) آنچه در مقدّمهء اسلام رفت . * ( وَمَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّه مِنْه ) * ، و هر كه با سر آن شود ، خداى تعالى از او انتقام كشد . خلاف كردند بر ( 7 ) آن كه در معاد ( 8 ) جزا باشد يا نه . عطا و ابراهيم و سعيد بن جبير

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . مج ، وز ، مت نيم . ( 4 ) . آج ، لب : تشتكون . ( 5 ) . آن ، مر از . ( 6 ) . وز ، آج ، لب ، لت : بكرد . ( 7 ) . مج ، مت ، وز : در . ( 8 ) . مج ، وز ، مت : كه بر معاود ، لت : كه بر معادل .