الشيخ أبو الفتوح الرازي
144
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
الهامى كه خداى تعالى ايشان داده است با مردم اختلاط كنند و نفور نكنند چنان كه صيد حل بكنند ( 1 ) . و اين از جملهء آيات و بيّنات حرم است . حق تعالى به اين آيت جملهء صيد برّ را ( 2 ) حرام كرد بر محرم . قوله * ( لِيَعْلَمَ اللَّه ) * ، چون قديم تعالى در اوّل آيت لفظ ابتلا گفت ، در عقب او آن گفت كه ثمرهء ابتلا باشد و ثمرهء ابتلا علم بود ، يقال : ابتليت فلانا لأعلمه ، چون معاملهء خداى تعالى در تكليف معاملهء آنان است كه ابتلا كنند كه چيز ندانند آن را ابتلا خواند و عاقبت آن را علم خواند بر سبيل توسّع و مجاز ، و بعضى علما گفتند : مراد به « علم » رؤيت است ، اى ليرى اللَّه ، چنان كه رؤيت به معنى علم استعمال كردهاند بسيار جايها ، آن جا علم استعمال كردهاند به معنى رؤيت ، و اين وجهى قريب است براى آن كه علم شامل باشد معدوم و موجود را و رؤيت جز موجود را نشايد ( 3 ) ، يعنى تا كيست كه وفا كند به امر او و امتثال كند آن را و از او بترسد در غيب فيما بينه و بينه . و وجهى دگر گفتند كه : مراد آن است تا خداى تعالى ثواب دهد آن را كه از او اين معنى داند چون از او در وجود آيد و اين راجع است با معنى جواب دوم كه گفتيم . و قوله : * ( مَنْ يَخافُه بِالْغَيْبِ ) * ، يعنى تا كيست كه او در خلوت از او بترسد آن جا كه مردمان از او غايب باشند ، و مثله : مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ ( 4 ) ، و بعضى دگر گفتند : معنى آن است تا پيدا شود كه كيست كه در سرّ و خلوت آن جا كه مردم او را نبينند صيد نكند . * ( فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ ) * ، هر كه او تعدّى كند از حدّى ( 5 ) كه خداى تعالى او را بداد و مخالفت فرمان خدا كند ، و ارتكاب نهى او كند از صيد كردن در حال احرام ، او را عذابى مؤلم باشد . و روا بود كه اين عذاب در دنيا بود و روا بود كه در آخرت بود . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ ) * ، گفت : اى گرويدگان صيد
--> ( 1 ) . بم : حل نكنند . ( 2 ) . لب : راه ، آف : خود ( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت : نباشد . ( 4 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 33 . ( 5 ) . اساس : خداى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ، بم ، آف ، لت : حكم .