الشيخ أبو الفتوح الرازي
130
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
رسول - عليه السّلام - گفت : بيارش ، زن او را پيش رسول آورد ، رسول گفت او را : خداى تو كيست ؟ گفت : خداى جهانيان . گفت : من كيستم . گفت : تو رسول خدايى ، رسول - عليه السّلام - گفت : اعتقيها فانّها مؤمنة ، آزادش كن كه مؤمنه است . و مكلَّف ( 1 ) مخيّر است در اين سه چيز براى او كه ( 2 ) « او » در خبر شك را باشد و در امر تخيير را ، يقول ( 3 ) : خذ هذا او ذاك و اضرب زيدا او عمرا ، مأمور مخيّر باشد از ميان هر دو و از دوگانه هر كدام كه بستاند يا بزند امتثال كرده باشد پس از آن ( 4 ) ترتيب است كه : * ( فَمَنْ لَمْ ) * [ 33 - ر ] * ( يَجِدْ ) * ، هر كه نيابد . فقها خلاف كردند در صفت آن كس كه نيابد تا او را روزه داشتن روا باشد . ابو حنيفه گفت : چون دويست درم دارد يا بيست دينار كه نصاب اوّل زكات باشد او را روزه نشايد داشتن كه او واجد است اگر يسار او كم از او ( 5 ) باشد روزهاش روا باشد داشتن . شافعى گفت : چون قوت آن روز و آن شب دارد براى خود و براى عيالش و چندانى ( 6 ) زياده باشد كه طعام ( 7 ) ده درويش بود او را روزه نشايد داشتن و اگر كم از اين باشد روزه دارد . و بعضى فقها گفتند : چون چندانى دارد كه با آن اطعام ( 8 ) تواند كردن ( 9 ) او را روزه نشايد داشتن ، و مذهب ما به مذهب شافعى نزديك است و روزه بنزديك ما اين سه روز متتابع پياپى بايد و جز چنين نشايد . و شافعى را دو قول است : يكى آن كه پراكنده شايد و يكى آن كه نشايد و اين قول دوم مذهب ماست و مذهب ابو حنيفه و ثورى و مزنّي . و در قراءت عبد اللَّه مسعود و ابىّ كعب آن است كه : ثلاثة ايّام متتابعات است ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و قتاده . و كفّاره بنزديك ما پيش از حنث نشايد و اگر
--> ( 1 ) . لب : تكلَّف . ( 2 ) . آج ، لب ، آف : آن كه . ( 3 ) . لت : تقول . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : واجد . ( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : آن . ( 6 ) . مج ، مت ، وز : چندان . ( 7 ) . لت ، مر : اطعام . ( 8 ) . مج ، مت ، آف ، لت : اطعام . ( 9 ) . لت : تواند دادن .