الشيخ أبو الفتوح الرازي

124

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نباشد الَّا به نيّت امّا چون گويد : اقسمت او اقسم او حلفت يا چيزى كه لفظ سوگند باشد آنگه گويد من اين سوگند نخواستم او را بر آن تصديق كنند و آنچه ميان او و خدا باشد خداى با او كند آنچه از او داند و شافعى گفت فيما بينه و بين اللَّه قول او مقبول بود . امّا در حكم شرع در او دو قول ( 1 ) است شافعى را و سوگند جز به خداى يا به نامى از نامهاى خدا درست نباشد امّا چون گويد : و قدرة اللَّه و علم اللَّه و حياة اللَّه و مرادش قادرى و عالمى و حيّى باشد سوگند باشد ، و اگر مرادش اين معانى باشد كه اشعرى گويد اين سوگند نباشد و ابو حنيفه و اصحابش هم اين گفتند : و شافعى و اصحابش گفتند : سوگند باشد چون گويد : لعمر اللَّه ، و در دلش سوگند باشد سوگند بود و الَّا نباشد [ و فقهاى عراق هم اين گفتند ] ( 2 ) ، و شافعى گفت : چون بر اطلاق گويد محتمل ( 3 ) باشد احلف باللَّه و استعين باللَّه را و بر قول او اعتماد كنند اگر گويد سوگند [ 31 - پ ] خواستم يا نخواستم ، چون گويد : اللَّه بى حرف قسم سوگند نباشد بنزديك ما و جملهء فقها . و ابو جعفر الاسترابادىّ گفت : از اصحاب شافعى : سوگند باشد چون گويد حقّ اللَّه سوگند نباشد سواء اگر قصد سوگند كند و اگر نه ، و ابو حنيفه همچنين گفت : و محمّد بن الحسن و شافعى و ابو يوسف گفتند : سوگند نباشد چون گويد حلفت و او احلف ( 4 ) او اقسم و نگويد « باللَّه » يا نامى از نامهاى خدا سوگند نباشد بنزديك ما سواء اگر نيّتش سوگند باشد و اگر نباشد ، و شافعى هم اين گفت ، و ابو حنيفه گفت : سوگند باشد به نزديك ما ( 5 ) ، و مالك گفت : اگر سوگند خواسته باشد سوگند بود و الَّا نبود چون گويد : اشهد باللَّه سوگند نباشد . و شافعى را در او دو قول است : يكى آن كه اگر سوگند خواست سوگند باشد و اين مذهب ابو حنيفه است و يك قول چنان كه گفتيم چون گويد اعزم باللَّه ، سوگند

--> ( 1 ) . لب : اقوال . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد . ( 3 ) . مج : محمل . ( 4 ) . مج ، مت : حلفت ، لت : احلفت . ( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر به همه حال .