الشيخ أبو الفتوح الرازي
102
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : اللَّهمّ البسهم ( 1 ) اللَّعنة مثل الرّداء على المنكبين و مثل المنطقة على الحقوين ، بار خدايا لعنت كن ايشان را لعنتى مشتمل بر ايشان تا چون ردا به دوشهاشان فرود آيد و چون كمر به ميانشان درآيد ، خداى تعالى ايشان را با كپى كرد . و امّا عيسى - عليه السّلام - اصحاب مائده را كه مائده خواستند ( 2 ) چون خداى بفرستاد به آن كافر شدند ايشان را لعنت كرد ، خداى تعالى ايشان را با خوك كرد . قولى ديگر آن است : تا ايشان آيس و نوميد ( 3 ) باشند از مغفرت ما دام تا بر كفر اصرار كنند [ 25 - پ ] به دعاى پيغمبران كه ايشان را كردند ( 4 ) و دعاى پيغمبران لابد مستجاب بود . قول سيم ( 5 ) آن است : تا بدانند كه ايشان را سود نخواهد داشتن ، آن كه ايشان فرزندان پيغمبرانند و از نژاد آنانند ( 6 ) كه ايشان [ به آنان ] ( 7 ) فخر مىآرند ايشان لعنت كردند ايشان را از داود و عيسى مريم . « ذلك » اشاره است به « لعن » ، آن لعنت براى آن است كه ايشان عصيان كردند و با مجازات راست ، كقوله : فلئن ( 8 ) قلَّت هذيل شباه لبما كان هذيلا يفلّ ( 9 ) و « ما » مصدريّه است و معنى آن كه : ذلك اللَّعن بعصيانهم و اعتدائهم . و « عصيان » مخالفت امر با اراده باشد و عام بود در آنچه مختص بود به فاعل و در آنچه متعدّى بود از او ، امّا اعتدا و عدوان جز در گناه متعدّى نگويند . * ( كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ ) * ، بناى تفاعل از ميان جماعتى باشد ، كما يقال : تقاتلوا و تضاربوا و تشاتموا اذا قتل بعضهم بعضا ، و كذلك فى الضّرب و الشّتم ، حق تعالى گفت : با آن كه ايشان عصيان و تعدّى كنند يكديگر را منع نمىكنند و نهى نمىكنند از منكر و نابايستى كه در عقل ( 10 )
--> ( 1 ) . اساس : بم ، آف ، آن ، اليهم ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها و منابع تفسيرى تصحيح شد . ( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : بخواستند . ( 3 ) . آج ، لب : نا اميد . ( 4 ) . آف : كردندى . ( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : سهام ، آج ، لب ، آف : سيوم . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت ، مر : ايشاناند . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 8 ) . آف ، مر : فليس . ( 9 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، آف : يقل . ( 10 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : عقد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .