الشيخ أبو الفتوح الرازي
97
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
عظم ( 1 ) جرم ( 2 ) ، و اين كه او گفت ، « كفر » عرفى است نه اصطلاحى . آنچه او گفت كافر نعمت را گويند . و آن گروه ( 3 ) از ترسايان كه گفتند مسيح خداست ، فرقىاند ( 4 ) كى ( 5 ) ايشان را يعقوبيان خوانند و ايشان به تثليث گويند : اقنوم پدر و اقنوم پسر و اقنوم روح القدس ، آنگه گويند : سه بودند ، يكى شدند و متّحد گشتند ، و آنان كه جز ايشاناند مسيح را پسر خدا گفتند از مريم . تعالى علوا كبيرا ( 6 ) ، ايشان در حقّ مسيح آن گفتند و مسيح ايشان را گفت : اى بنى اسرائيل خداى ( 7 ) را پرستى كه خداى من است و خداى شما تبرّا كرد از آنچه ايشان گفتند و منكر شد قول ايشان را و دعوت كرد ايشان را با عبادت خداى تعالى و اقرار داد كه خداى من است ردّ بر ايشان كه او را خداى گفتند ، و نيز خداى شما . * ( إِنَّه مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّه ) * ، و آنگه بر سبيل تعليل گفت : براى آن كه هر كه او به خداى شرك آرد و با او انباز گيرد ، خداى تعالى بهشت بر او حرام كند و اصل شركت و شرك اجتماع در ملك باشد و تصرّف ، يقال : تشاركا في كذا و شارك فلان فلانا و اشترك ( 8 ) اذا جعل شريكا له او لغيره ، و اين لفظ در شرع عبارت باشد از آن كه در عبادت غيرى را با خداى تعالى يار كنند ( 9 ) و اين كفر باشد . و مراد اعتقاد استحقاق غيرى باشد عبادت را با خداى تعالى و بر آن عقاب مؤبّد باشد و تحريم بهشت به اين آيت و به اجماع امّت ، و نام مشرك شامل بود بت پرست را و آفتاب پرست و ستاره پرست و گبر و جهود و ترسا را . * ( وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) * ، و مراد در آيت به ظالمان كافراناند ، چه در آيت ذكر كافران رفته و لقوله : إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ( 10 ) ، و اگر حمل كنند بر عموم اوليتر باشد كافر را و جز كافر را براى آن كه هيچ كس نباشد كه كسى را بر خدا حمايت كند و نصرت و او را از عذاب برهاند و به اين آيت و مانند اين تمسّك نرسد اصحاب
--> ( 1 ) . آج ، لب ، لت : عزم . ( 2 ) . آج ، لب ، لت : جزم . ( 3 ) . آج ، لب : گروهى . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : فرقتىاند . ( 5 ) . كى / كه . ( 6 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 43 . ( 7 ) . آج ، لت : خدائيى . ( 8 ) . مج ، مت ، وز ، آن : اشرك . ( 9 ) . آج ، لب : كند . ( 10 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 13 .