الشيخ أبو الفتوح الرازي
45
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كه : ما هم بر آن عهديم [ از اسلام ] ( 1 ) كه با تو كرديم ، جز ( 2 ) هواى مدينه خوش نيست ما را ، روزى چند به مكّه رويم و خويشان و دوستان را ببينيم و باز آييم . جماعتى گفتند : چه منع است ما را از آن كه اينان كه از ما مفارقت كردند و سراى هجرت ما رها كردند ؟ برويم و ايشان را بكشيم و مال ايشان برداريم . گروهى دگر گفتند : چگونه روا باشد مردمانى بر دين ما و ملَّت ما ، براى آن كه از شهر ما برفتند ؟ و اين مناظره ميان ايشان به حضور رسول - عليه السّلام - مىرفت ، و رسول - عليه السّلام - هيچ نگفت ( 3 ) تا خداى تعالى اين آيت فرستاد و رسول را خبر داد از نفاق ايشان . رسول - عليه السّلام - گفت : انّها طيّبة و انّها تنفي الخبث كما تنفى النّار خبث الفضّة ، گفت : طيبه يعنى مدينه پاك است ، پليدى را چنان بيندازد كه آتش پليدى سيم را [ 330 - ر ] . عبد اللَّه عبّاس و قتاده گفتند : آيت در دو مرد آمد از قريش كه در مكّه اظهار اسلام كردند و هجرت نكردند . جماعتى اصحاب رسول ايشان را در راهى ديدند ، خواستند تا ( 4 ) ايشان را بكشند ، گفتند : خون ايشان حلال است ، و گروهى گفتند : حلال نيست ، خلاف كردند . خداى تعالى [ اين ] ( 5 ) آيت فرستاد . سدّي گفت : جماعتى منافقان بودند ، گفتند : ما مىرويم كه ما را بضاعتى هست جايى تا بياريم و بازارگانى كنيم ، و غرض ايشان آن بود تا از رسول عليه السّلام - بگريزند ، برفتند . صحابهء رسول در ايشان خلاف كردند ، خداى تعالى آيت فرستاد . پنجم ابن زيد گفت : آيت در منافقان ( 6 ) افك آمد كه دروغ بر عايشه نهادند . عبد اللَّه ابىّ سلول بود و اصحابش ، خداى تعالى آيت در ( 7 ) ايشان فرستاد . * ( وَاللَّه أَرْكَسَهُمْ ) * ، در معنى او خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى اركاس رد باشد ، و
--> ( 1 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . آج ، لت كه . ( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : نمىگفت . ( 4 ) . مر : كه . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آج ، مر ، لت اهل . ( 7 ) . لت شأن .