الشيخ أبو الفتوح الرازي

41

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

باشد ، بعضى دگر گفتند : حسيب باشد ، پنجم گفتند : جزا دهنده باشد . و اصل « مقيت » از قوت باشد و گفته‌اند از قوّة ، و قال الزّبير بن عبد المطلب عمّ النّبي - عليه السّلام - فيه بمعنى القادر ( 1 ) : و ذي ضغن كففت النّفس عنه و كنت على مسائته مقيتا و قال كثيّر ( 2 ) : و ما ذاك عنها عن نوال أناله و لا أنّني منها مقيت على ودّ و ابن كثير گفت : المقيت القادر على كلّ شىء . قوله : * ( وَإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ ) * - الاية . اين آيت خطاب است از خداى تعالى با جملهء مؤمنان ، حق تعالى مىفرمايد مردمان را كه : چون كسى شما را تحيّتى كند از سلامى يا دعاء بخير بالبقاء و البركة و طول العمر ، شما او را از آن نكوتر باز گوييد . [ أو ردّوها ] ( 3 ) ، يا مثل آن رد كنيد با او ، يعنى به جواب او كنيد . و « احسن » لا ينصرف است براى وزن فعل و صفت . و « تحيّة » تفعله باشد من حيّاه إذا سلَّم عليه و دعا له به طول الحياة . و عطا و ابراهيم گفتند و سدّى و ابن جريج كه : مراد آن است كه چون كسى بر شما سلام كند ، جوابش از آن نكوتر دهيد كه او گفته باشد . در خبر است كه : چون كسى از مسلمانان بر رسول - عليه السّلام - سلام كردى ، گفتى : سلام عليك ( 4 ) ، گفتى : و عليك السّلام و رحمة اللَّه ، چون گفتى : السّلام عليكم و رحمة اللَّه ، [ رسول گفتى : و عليك السّلام و رحمة اللَّه ] ( 5 ) و بركاته همچنين او زياده گفتى در جواب كه آن كس ( 6 ) گفته بودى . و در خبر مىآيد كه چون بندهء مؤمن برادرش را گويد : سلام عليك ، او را ده حسنه بنويسند ، چون گويد ( 7 ) السّلام عليك و رحمة اللَّه ، بيست حسنتش بنويسند ،

--> ( 2 - 1 ) . تب شعر . ( 3 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد . ( 4 ) . مر او . ( 5 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . مر : در جواب آن كس كه سلام . ( 7 ) . مر : و چون بگويد .