الشيخ أبو الفتوح الرازي
39
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( وَاللَّه أَشَدُّ بَأْساً ) * ، و قوّت و شدّت خداى را - جلّ جلاله - سختتر است . * ( وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا ) * ، أى عقوبة . و « تنكيل » تفعيل باشد از نكال ، و اصل او از نكول است و آن امتناع بود براى خوف . و « نكل » بند باشد براى آن كه مانع باشد از رفتن ، و نكال مانع و زاجر باشد از گناه ، و اصل كلمه امتناع است ، و نصب هر دو بر تميز ( 1 ) است . * ( مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً ) * - الآية ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه مراد به شفاعت نيك دعاى خير است ، و مراد به شفاعت بد دعاى بد است براى آن كه مؤمنان يكديگر را دعا ( 2 ) كردندى و جهودان نفرين كردندى ، حق تعالى گفت : هر كه دعاى نيك كند او را از آن نصيب باشد ، و هر كه دعاى بد كند او را از آن نصيب باشد . در خبر مىآيد كه : چون مؤمنى ديگرى را دعا كند در غيبت او ، فرشتگان گويند بدأ اللَّه بك ، خداى تعالى ابتدا [ 329 - ر ] به تو كناد . و چون كسى كسى را نفرين كند بناحق ، آن نفرين باز گردد به او ، اگر او نيز مستحقّ آن نباشد با جهودان گردد . حسن بصرى و مجاهد و ابن زيد گفتند : مراد به « شفاعت حسنه » وسيلت است ، و آن كه شفاعت كند براى كسى ديگرى را تا او را از بند رها كند يا حقّى مستحقّ ( 3 ) به او بخشد ، يا در حقّ او مكرمتى كند و شفاعت بد آن است كه در حقّ كسى تخليط و نكادت و نميمت كند و سبب سازد تا مضرّتى به او رسد . و امير المؤمنين على - عليه السّلام - گفت : الشّفيع جناح الطَّالب ، شفاعت كننده بال طلب كننده است ، و ازهرىّ ( 4 ) گفت معنى آن است كه : هر كه عمل بر عمل زيادت كند از خير و شر و طاعت و معصيت . و « شفع ( 5 ) » در لغت زياده باشد ، و « شفع ( 6 ) » جفت باشد و « وتر » تاق ، و اصل كلمه اين است ، و شفاعت و شفعه از اين جاست به معنى ضمّ ، براى آن كه شفيع
--> ( 1 ) . وز ، تب : تمييز . ( 2 ) . مر : دعاى خير . ( 3 ) . مر : حقّ مستحقّى . ( 4 ) . اساس ، مت : و زهرى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 - 5 ) . آج ، لب ، مر : شفيع .