الشيخ أبو الفتوح الرازي
30
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مگر آنان كه پيوندند به قومى كه از ميان شما و ايشان عهدى باشد يا آيند به شما تنگ شده دلهاى ايشان كه تا كارزار كنند با شما يا كارزار كنند با قوم خود ، و اگر خواهد خداى مسلَّط كردى ايشان را تا با شما كارزار كردندى ، اگر دور شوند ( 1 ) و كارزار نكنند با شما و به شما افگنند صلح ( 2 ) ، نكرد خداى شما را بر ايشان راهى . سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ [ 327 - پ ] ( 3 ) وَأُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً ‹ 91 › يابيد ( 4 ) گروهى ديگر را كه مىخواهند كه ايمن باشند از شما و ايمن باشند از قوم خود ، هر گه باز برند ايشان را با كفر سرنگون كنند ايشان را در آن ، اگر دور نشوند از شما و نيفگنند به شما صلح و دست بنه دارند بگيريد ايشان را و بكشيد هر كجا يابيد ايشان را ، ايشاناند كه ما كرديم شما را بر ايشان حجّتى روشن . قوله : * ( مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ ) * ( 5 ) حق تعالى در ( 6 ) آيت پيدا كرد كه طاعت رسول طاعت من است ، براى آن كه امر او امر من است و به رضاى من است . پس حكم امر او حكم امر من دارد ، نه آن كه امر او و امر خداى يكى باشد ، اگر امرى از ميان دو آمر فعلى باشد از ميان دو فاعل و آن فاسد است . و در آيت تمسّكى نيست مجبّره را براى آن كه ظاهر است در عرف و مطَّرد است در استعمال كه يكى از ما چون خواهد كه اختصاص غيرى به او باز نمايد ، گويد : حكم او حكم من است ، و امر او امر من است ، و طاعت او طاعت من است ، و رضاى او رضاى من است ، نه آن خواهد كه عين فعل او عين فعل من است ، آن خواهد كه آنچه او فرمايد آن فرمان من است ، و مصلحت همچنان به او متعلَّق است
--> ( 1 ) . آج ، لب : اگر يك سو شوند . ( 2 ) . آج ، لب را . ( 3 ) . اساس ، وز : اولئك ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، لب : زود بود كه يابيد . ( 5 ) . تب الاية . ( 6 ) . مر اين .