الشيخ أبو الفتوح الرازي

418

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

باشند كه اين گويند . ابو على فارسى وجهى دگر گفت حمل بر معنى است و تقدير آن است كه عسى ان يأتى اللَّه بالفتح و عسى ان يقول الَّذين امنوا على تكرير العامل ، و اين مستقيم باشد ( 1 ) و معنى در هر دو وجه يكى است و تقدير مختلف ، حق تعالى خبر داد كه چون حال اين حال باشد كه خداى تعالى فتح آرد براى مؤمنان و كارى ( 2 ) تعبيه سازد و منافقان ( 3 ) پشيمان شوند و سر نفاق ايشان بر صحراى فضيحت افتد مؤمنان به تهكّم ( 4 ) و استهزاء در آيند و گويند : * ( أَ هؤُلاءِ ) * ، اينانند ؟ يعنى منافقان را كه سوگند خوردند بغايت سوگندشان كه ما با شماييم و از شماييم و يكدست و يكدل و يكزبانيم و با دوستان شما دوستيم و با دشمنان شما دشمنيم . آنگه روى در ايشان نهند و ايشان را گويند * ( حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * ، ايشان را عمل باطل شد ( 5 ) يعنى عملى كه ايشان گمان بردند يا آن كس كه نفاق ايشان ندانست ( 6 ) كه آن عملى صالح است باطل شد و ضايع شد [ 396 - پ ] براى آن كه نه بر وجه مأمور به واقع آمد و بر وجه قربت و عبادت ، بل بر وجه ريا و نفاق ، تا به آن جان و مال خود حمايت كنند . * ( فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ ) * ، در روز آيند زيانكار ، و مراد نه روز است [ يا شب مراد آن است كه صاروا خاسرين ] ( 7 ) زيانكار شوند و ايشان را زيانكارى پيدا شود و مثله امسى فلان مقيما و اصبح راجلا و اضحى منطلقا ، و مراد وقت معيّن نيست بل معنى صار است . و در تخصيص اصبح به مثل اين موضع وجهى نيكو گفتيم پيش از اين ، في قوله : فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ ( 8 ) ، و در آيت دليل نيست بر صحّت احباط از جهت آن كه لفظ احباط در اوست براى آن كه وجه آن است كه اشارت كرده شد كه ايشان عمل

--> ( 1 ) . مر : بود . ( 2 ) . اساس و ، با توجه به وز و مفهوم عبارت زايد مىنمايد . ( 3 ) . آج ، مير بد دل و . ( 4 ) . مر : تحكّم . ( 5 ) . وز : باشد . ( 6 ) . آج ، مر : بدانست . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج ، مر افزوده شد . ( 8 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 31 .