الشيخ أبو الفتوح الرازي
412
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ابن زيد گفت معنى آن است كه حذر كن ( 1 ) از آن كه تو را مغالطه زنند به آن كه گويند اين احكام در توريت است و ما از توريت مىگوييم كه ايشان بر توريت دروغ مىگويند و آيت را دو تقدير است ( 2 ) آن كه عن تقدير كنند و معنى آن بود ( 3 ) و احذرهم عن ان يفتنوك ، حذر كن از ايشان از آن كه تو را بفريبند و مفتون نكنند ( 4 ) چنان كه گفت : يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا ، و التقدير لئلا تضلَّوا . و قال : وَأَلْقى فِي الأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ( 5 ) ، و المعنى لئلَّا تميد بكم . * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * ، و اگر برگردند و اعراض كنند علامت ، آن باشد كه من مىخواهم تا ايشان را عذاب كنم به بعضى گناه ايشان . در اين چند قول گفتند . ابو على گفت : * ( بَعْضِ ) * ، صله است و اگر چه لفظ خصوص است معنى عموم است چنان كه بسيار جاى بر عموم گفت و بخش خصوص خواست . قولى ديگر آن است كه عبارت است از تغليظ عقاب يعنى اهلاك و تعذيب ايشان را مواخذه به بعضى گناه بس باشد كه در آن تدمير و هلاك ايشان بود . قولى ديگر آن است كه گفت : به بعضى گناه مراد آن است كه بعضى گناه ايشان را تعجيل عقوبت كرد . حسن بصرى گفت : مراد جلاء ( 6 ) بنى النّضير است و قتل بنى قريظه و حكم سعد معاذ در ايشان چنان كه پيش از اين برفت * ( وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ ) * ، [ 395 - پ ] و بسيارى از مردمان فاسقند و خارج از فرمان خداى تعالى و اين بر سبيل تسليت گفت و دلخوشى رسول - عليه السّلام - تا بدانى ( 7 ) كه اوّل كس نه اوست كه قومش بى فرمانى كردند در او . * ( أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ) * ، ابن عامر تنها تبغون خواند به تاء خطاب و باقى قرّا به ياء خبرا عن الغائبين و مراد آنان كه ذكر ايشان در آيت برفت از جهودان و ترسايان
--> ( 1 ) . آج ، لب : كنيد ، لت : كنى . ( 2 ) . مر يكى . ( 3 ) . مر ، لت كه . ( 4 ) . مر ، لت : و آنچه خداى تعالى فرستاد وجه ديگر آن است كه لئلا يفتنوك ، حذر كن تا تو را بنفريبند و مفتون نكنند . ( 5 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 15 . ( 6 ) . وز ، آج ، لب ، مر : اجلاء . ( 7 ) . لت : بدانند .