الشيخ أبو الفتوح الرازي

345

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

وقت ( 1 ) تو است . و كذلك قولهم يا حسرتى و يا اسفى * ( أَ عَجَزْتُ ) * همزه استفهام راست . و قوله : * ( فَأُوارِيَ ) * ، نصب او بر جواب استفهام است به فاء به اضمار أن گفت واى بر من ( 2 ) عاجز بودم كه مانند اين كلاغ باشم و آن دانم كه او دانست تا سوأت برادرم باز پوشم * ( فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ ) * در روز آمد [ 383 - پ ] [ از جملهء ] ( 3 ) پشيمانان و پشيمانى او نه بر قتل برادر بود چه اگر بر قتل او بودى توبه بودى . در آن چند قول گفتند بعضى گفتند پشيمان بر حملش بود تا چرا او را در خاك بكرد ( 4 ) و بعضى گفتند بر فوت برادر پشيمان بود نه بر ارتكاب گناه ، و ابو على گفت پشيمان بود و لكن نه بر وجهى كه توبه باشد . و بعضى دگر گفتند پشيمانى آنگه ( 5 ) توبه باشد كه عزم به ( 6 ) آن مقرون بود على ان لا يعود الى مثله فى المستقبل و اين وجه نيكوست . ضحّاك گفت از عبد اللَّه عبّاس كه چون قابيل هابيل را بكشت درختانى كه در مكّه بود ( 7 ) تيه ( 8 ) برآورد و ميوه‌ها ترش شد و آب تلخ شد . آدم چون آن بديد گفت در زمين حادثه ( 9 ) افتاده است چون با زمين هند آمد قابيل هابيل را كشته بود آدم بر آن دلتنگ شد و در مرثيه هابيل اين بيتها ( 10 ) انشا كرد اوّل ( 11 ) كس بود كه در زمين شعر گفت ( 12 ) : تغيّرت البلاد و من عليها فوجه الارض مغبرّ قبيح تغيّر كلّ ذي لون و طعم و قلّ بشاشة الوجه الصّبيح ميمون بن مهران گفت ( 13 ) از عبد اللَّه عبّاس كه آدم - عليه السّلام - شعر نگفت و هر كه بر آدم اين حواله كند دروغ بر آدم نهاده باشد و پيغامبر ما - صلَّى اللَّه عليه و آله - و

--> ( 1 ) . مر : بوقت . ( 2 ) . مر من . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : نكرد . ( 5 ) . مر : آنگاه . ( 6 ) . مر ، لت : با . ( 7 ) . مر : بودند . ( 8 ) . آج : تير ، شعرانى ( ج 4 / ص 181 ) : تبه . ( 9 ) . مر : حادثه‌اى . ( 10 ) . مر بگفت و . ( 11 ) . آج ، لب : او ، لت : او اوّل . ( 12 ) . تب شعر . ( 13 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر : روايت كرد ، لت : گويد .