الشيخ أبو الفتوح الرازي

310

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گويد : فعلنا كذا و قتلنا فلانا و قال شاعرهم : و نحن حفزنا الحوفزان بطعنة و آن يك كس بود كه حوفزان را به نيزه بزد . و احبّاء جمع حبيب باشد به آن رها نكردند كه دعوى نبوّت كردند تا نيز دعوى محبّت كردند ، حق تعالى گفت بگو اين كافران را كه اگر چنين است كه شما مىگوييد چرا شما را عذاب مىكند به گناهى كه مىكنيد : و اين نيز بر سبيل [ 377 - ر ] احتجاج گفت بر ايشان ، چه پدر به گناهى كه فرزند بكند عقوبت نكند او را ( 1 ) . آنگه به « بل » اضراب كرد از كلام اوّل گفت : * ( بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ ) * ، بل شما آدميانيد ( 2 ) از آنان كه او آفريده است با شما همان معامله كند كه بايشان ( 3 ) اگر ايمان آرى و طاعت كنى ثواب دهد و اگر كافر شوى و معصيت كنى جزا دهد شما را كه او خداوندى است كه آن را كه خواهد بيامرزد به فضل . و آن را كه خواهد عذاب كند ( 4 ) . در فضل او آن است كه مستحق و نامستحق را بيامرزد و لكن در عدل او نيست كه نامستحق را عقوبت كند و ملك آسمان و زمين او راست و حكم و تصرّف آن به امر او است و هر چه در ميان آسمان و زمين است همچنين ملك و ملك او است ، رد بر آنان كه گفتند : * ( نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه ) * ، براى آن كه چون قاعده اين باشد ايشان بندگان و پرستاران او باشند و در قبضهء قدرت او باشند و اسير حكم او باشند اين جا ، و بازگشت و مصير ايشان با او بود آن جا . و اين همه از روى معنى و فحوى رد و جواب آنان است كه آن دعوى محال كردند - تعالى عن ذلك علوّا كبيرا . « يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا ) * ، اين آيت خطاب است هم با ايشان ( 5 ) ، گفت اى اهل كتاب از جهودان و ترسايان ! پيغامبر ما يعنى محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله - به شما آمد * ( عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ) * ، بر انقطاع پيغامبران . و فترت روزگارى بود كه از ميان دو پيغامبر بود كه در آن وقت هيچ پيغامبر نبود و اصل كلمه از فتور است پندارى روزگار به نابودن پيغامبر فاتر است و آن قوّت ندارد كه در عهد پيغامبر داشتى

--> ( 1 ) . لت : عقوبت نكشد . ( 2 ) . آج ، لب : آدميانى . ( 3 ) . لت : با ايشان . ( 4 ) . مر و . ( 5 ) . آج ، لب : بايشان .