الشيخ أبو الفتوح الرازي

283

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

فرود آرد هر گناهى كه به روى كرده باشد به آب از روى او فرود آيد . چون آب به دستها فرود آرد هر گناهى كه به دست كرده باشد با آب به سر انگشتانش فرود آيد . چون مسح بر سر دهد گناهان ( 1 ) به اطراف موى او بشود . چون مسح بر پاى دهد گناهان كه به پاى به آن سعى كرده باشد از او فرو شود چون بيايد و به آن وضو ( 2 ) نماز كند و حمد و ثناى خدا كند ( 3 ) و دل فارغ كند خداى را جلّ جلاله . و الَّا از گناهان بيرون آيد چنانچه ( 4 ) از مادر آن ساعت زاده . انس مالك گفت : هشت ساله بودم كه خدمت رسول - عليه السّلام - كردم ، اول چيز ( 5 ) كه مرا آموخت وضوى نماز بود ( 6 ) . گفت : احسن وضؤك لصلاتك يحبّك ( 7 ) حفظتك و يزد في عمرك . گفت : وضو نكو ( 8 ) كن تا نگاهبانت از فرشتگان دوست دارند و در عمرت بيفزايد ( 9 ) . رسول - عليه السّلام - گفت : امّتى الغرّا المحجّلون يوم القيامة من آثار الوضوء ، گفت : امّت من روز قيامت اغرّ محجّل باشند از آثار وضوى نماز ، يعنى نور از روى ايشان و دست و پاى ايشان مىتابد ، بر سبيل تشبيه به اسپ اغرّ محجّل كه روى سپيد دارد و دست و پاى ايشان مىتابد ( 10 ) . عبد الرّحمن بن سمرة الانصارىّ گفت : يك روز رسول - عليه السّلام - در مسجد آمد و گفت : من دوش خوابى عجب ديدم ، مردى را ديدم از امّت من كه درهاى عذاب گور بر او گشاده بودند ، وضو و طهارت نماز او بيامد و او را از آن برهانيد . و امّا غسل جنابت ، او ( 11 ) سرّى است از اسرار مسلمانى كه امتحان مؤمن بدان كنند و تميز ( 12 ) مؤمن از منافق به آن باشد . أبو ذرّ غفارى روايت كند از امير المؤمنين ( 13 ) - عليه السّلام - كه او گفت : جماعتى از احبار جهودان بنزديك رسول ( 14 ) آمدند و گفتند : يا محمّد خبر ده ما را تا چرا از آب

--> ( 1 ) . مر گناهانى كه به سر كرده . ( 2 ) . لت : وضوء . ( 3 ) . لت : بگويد . ( 4 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : چنان كه ( 5 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : چيزى . ( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت و . ( 7 ) . آج : تحبّك . ( 8 ) . تب : نيكو . ( 9 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت و . ( 10 ) . مر ، لت : و دست و پاى هم . ( 11 ) . مر : آن . ( 12 ) . تب ، آج ، لت : تمييز . ( 13 ) . مر على . ( 14 ) . لت : محمد .