الشيخ أبو الفتوح الرازي
254
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
طاووس و خيثمه ( 1 ) و مغربى . و روايتى از عبد اللَّه عبّاس و باقر - عليه السّلام - ( 2 ) و اين فتوى نيست ما را و اين روايت از ايشان در « باز » است و « يوز » ، پس دون ساير سباع و طيور سگ معلَّم اگر از خون صيد چيزى بخورد و گوشتش نخورد ، حلال باشد . و جملهء فقها ( 3 ) چنين گفتند مگر نخعى كه او گفت : حكم خون حكم گوشت است . نام خداى بردن عند ارسال الكلب و رمى السّهم واجب است بنزديك ما اگر به قصد رها كند صيدش حلال نباشد و اگر به نسيان بود حلال باشد . و مذهب ابو حنيفه و سفيان هم اين است و ابو يوسف و محمّد ( 4 ) . امّا داود و ابو ثور و شعبى گفتند : شرط تحليل تسميه است ، اگر رها كند عامدا او ناسيا حلال نباشد و شافعى گفت : مستحب است ، اگر نكند باكى نباشد ، آن جايگاه كه سگ معلَّم آن صيد به دندان بگيرد پليد نباشد و واجب نبود شستن آن . و شافعى گفت : پليد باشد . و آن كه بايد شستن يا نه ، بر دو قول است : چون مردى مسلمان سگى معلَّم را فرو گذارد و گبرى سگى فرو گذارد سگ گبر صيد بگيرد و بنه كشد و سگ مرد مسلمان به او رسد و از او بستاند و بكشد حلال باشد و مذهب شافعى همچنين ( 5 ) است . و ابو حنيفه گفت : حلال نباشد چون سگ صيد بگيرد و بنه كشد و مرد به او رسد و نيز نكشد از آن كه در نيابد او را و بميرد ، حلال نباشد ، و مذهب ابو حنيفه اين است . و مذهب شافعى آن است كه روا باشد ( 6 ) چون سگ معلَّم را برانگيزد بر صيدى معيّن به ( 7 ) نام خداى سگ صيدى ديگر بگيرد ، حلال باشد . و مذهب ابو حنيفه و مذهب شافعى همچنين است ( 8 ) . مالك گفت : حلال نباشد چون سگ از خويشتن برانگيخته شود بى آن كه صاحبش برانگيزد و صيد را بكشد ، حلال نباشد . و مذهب جملهء فقها همچنين ( 9 ) است مگر اصم كه او گفت : حلال باشد .
--> ( 1 ) . لت : خثيمه . ( 2 ) . همهء نسخهها بجز مت بر . ( 3 ) . مر ، لت هم . ( 4 ) . لب و . ( 5 ) . تب : همچنين . ( 6 ) . آج ، لب : نباشد . ( 7 ) . مر غير . ( 8 ) . اساس و مت : آن است ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . آج : همچنين .