الشيخ أبو الفتوح الرازي

209

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بر سرى بيرون استحقاق دگر فضل كنم بر سبيل تفضّل ( 1 ) و امّا آنان كه استنكاف و استكبار كرده باشند از عبادت من ايشان را عذابى كنم مولم درد رساننده و ايشان بدون من يارى و ياورى و پناهى نيابند ( 2 ) كه ايشان را از من حمايت كند . آنگه ( 3 ) خطاب كرد عامّه مكلَّفان را گفت . * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * ، اى مردمان به شما آمد از خدايتان برهانى ( 4 ) و حجّتى يعنى رسول ما عليه السّلام ( 5 ) ، يعنى صاحب برهانى و صاحب معجزه ( 6 ) و با او كتابى فرستاديم ( 7 ) راه نماينده بيان كننده كه نورى است يعنى بمثابهء نور ( 8 ) است در باب هدايت و در آيت دليل است بر آن كه قرآن محدث است كه خداى آن را منزل ( 9 ) خواند و انزال نقل باشد از جهت علو به جهت سفل و اين از صفات محدّثان باشد آنگه وعده داد مؤمنان را و اهل طاعت را گفت : امّا آنان كه ايمان آرند به خداى تعالى و به فرمانهاى او دست در آويزند و طاعت و عبادت او دست آويز خود كنند ايشان را در رحمت و فضل و نعمت خود برد و ايشان را هدايت دهد بر ( 10 ) ره راست يعنى به ( 11 ) ره بهشت . براى آن كه در جايى جزا و مكافات نهاد و روا بود كه مراد الطافى باشد كه ايشان را به ايمان و تصديق نزديك بكند ( 12 ) من بفضل خود آن الطاف ، با ايشان بكنم . قوله : * ( يَسْتَفْتُونَكَ ) * ، جابر عبد اللَّه انصارى ( 13 ) گفت آيت در مدينه آمد و ابن سيرين گفت آيت در راهروى آمد كه رسول - عليه السّلام - آن جا مىگذشت در سبب نزولش خلاف كردند سعيد بن المسيّب گفت عمر خطَّاب از رسول - عليه السّلام - پرسيد كه كلاله چه باشد خداى تعالى اين آيت فرستاد . و جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت آيت در من آمد كه من بيمار شدم ( 14 ) . رسول

--> ( 1 ) . مر : تفضيل . ( 2 ) . اساس ، وز ، مت : نيارند ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . تب : آنگاه . ( 4 ) . مر : برهان . ( 5 ) . مر گفت . ( 6 ) . مر : معجزى . ( 7 ) . آج ، لب ، لت : فرستاده‌ايم . ( 8 ) . مر : نورى . ( 9 ) . اساس ، مت : مثل ، با توجّه به فحواى عبارت و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . لت : به . ( 11 ) . مر : بر . ( 12 ) . مر ، لت گفت . ( 13 ) . تب : جابر بن عبد اللَّه انصارى . ( 14 ) . مر : بودم .