الشيخ أبو الفتوح الرازي
204
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
دو باشد ايشان را چهار دانگ باشد ( 1 ) از آنچه رها كرده بود و اگر باشد ( 2 ) برادرانى مردان و زنان مرد ( 3 ) را مانند بهرهء دو زن ( 4 ) بيان مىكند خداى براى شما تا گمراه نشويد و خداى به همه چيز داناست . قوله : * ( يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * - حق تعالى به اين آيت خطاب كرد با اهل كتاب ( 5 ) از جهودان و ترسايان و نهى كرد ايشان را از آن كه در دين و ملَّت خود غلوّ كنند و آن مجاوزت حدّ ( 6 ) باشد و غالى گفتند آنان را كه در حقّ امير المؤمنين على ( 7 ) چيزى ( 8 ) گفتند كه به او لايق نبود و اصل او من غلت القدر تغلي غليا و غليانا و غلا السّعر يغلو غلاء و غلا الرّجل فى الشّىء غلوّا * ( وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّه إِلَّا الْحَقَّ ) * ( 9 ) ، و بر خداى تعالى جز حق مگويى ( 10 ) . بعضى مفسّران گفتند آيت در ضروب و اصناف ترسايان آمد و ايشان نسطورياناند ( 11 ) و مار ( 12 ) يعقوبيان و ملكائيان و مرقوسيان و ترسايان نجران ، چه ( 13 ) مار يعقوبيان گفتند عيسى خداست ، نسطوريان گفتند عيسى پسر خداست و مرقوسيان گفتند « ثالث ثلاثة » يعنى بر خداى تعالى اين محالات و ناسزا مگوى ( 14 ) * ( إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ) * ، و اختلاف احوال در مسيح بگفتيم بعضى گفتند فعيل است به معنى مفعول يعنى ممسوح من الذّنوب معصوم و بعضى دگر گفتند : لأنّه ولد ممسوحا بالدّهن از مادر بزاد به ( 15 ) روغن اندوده و گفتند لأنّه ولد مختونا و قيل لأنّه كان ممسوح الخلق اى ممشوقه و قيل لأنّه كان ممسوح القدمين ، و گفتهاند لكثرة مساحته الارض و سياحته فيها از آن كه در زمين بسيار رفتى چون زمين پيماى بود و بر اين قول
--> ( 1 ) . آج ، لب : رسد . ( 2 ) . لت : باشند . ( 3 ) . آج ، لب : نرينه . ( 4 ) . آج ، لب : مادينه . ( 5 ) . اساس : * ( يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . مر : از حد . ( 7 ) . آج ، لب عليه السّلام . ( 8 ) . آج ، لب مى . ( 9 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 169 . ( 10 ) . تب ، مر : مگوييد ، لت : مگوئيد . ( 11 ) . وز ، لب ، لت : فسطوريان ، مت : قسطوريان . ( 12 ) . آج ، لب ، مر ، لت : ندارد . ( 13 ) . وز ، آج ، لب ، مر : بجز آنچه . ( 14 ) . تب ، آج ، لب ، لت : مگوييد . ( 15 ) . مر : ندارد .