الشيخ أبو الفتوح الرازي
180
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
عيسى - عليه السّلام - گفت كيست كه ايثار كند و جان بفداى من كند تا او را به جاى من بكشند يكى گفت از ايشان كه من چنين كنم و از ميانه برخاست و گفت عيسى منم از اين ميانه او را برگرفتند ( 1 ) و ديگران را رها كردند ازين وجه بر ايشان مشتبه شد و اين قول اختيار محمّد جرير ( 2 ) است و قول قتاده و مجاهد و سدّى و ابن اسحاق و ابن جريج است و اگر چه در عدد حواريّان خلاف كردند او ( 3 ) نيز در آن خلاف كرد كه خداى تعالى شبه عيسى بر همه افكند ( 4 ) يا بر يكى از ايشان . و محمّد بن اسحاق گفت جهودان قصد كشتن عيسى كردند عيسى بگريخت و جايى پنهان شد يكى از جملهء حواريّان بود منافق بيامد و گفت مرا چه دهى ( 5 ) اگر شما را بر عيسى راه نمايم گفتند سى درم ، آن سى درم بستد و ايشان را به آن خانه آورد كه عيسى در آن جا بود و او از پيش ( 6 ) در رفت و عيسى را گفت آمدند تا تو را بكشند خداى تعالى عيسى را به آسمان برد و شبه عيسى بر اين حوارى منافق افكند تا جهودان درآمدند گمان بردند كه عيسى است او را بگرفتند و بكشتند و بردار كردند ( 7 ) و حديث او قبول نكردند . جبّايى گفت وجه اشتباه آن بود كه جهودان مردى را بگرفتند و بر درختى بلند كردند و كسى ( 8 ) را رها نكردند تا گرد او گردد تا روزگار برآمد و او متغيّر شد و صورتش نشناس شد و گفتند اين عيسى است تا بر عوامّ تلبيس كنند براى آن كه چون ايشان قصد آن خانه كردند كه عيسى در آن جا بود تا او را بگيرند خداى تعالى او را به آسمان برد ايشان ترسيدند كه اگر عوامّ بدانند رغبت كنند در دين عيسى ، مردى را بگرفتند و بر دار كردند ( 9 ) آنان كه خلاف كردند باقى جهودان بودند كه مطَّلع نبودند بر اين سرّ . اگر گويند روا باشد كه خداى تعالى شبه شخصى بر شخصى افكند چنان كه
--> ( 1 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : بگرفتند . ( 2 ) . آج ، لب ، مر ، لت : محمّد بن جرير . ( 3 ) . آج ، مر ، لت : و . ( 4 ) . مر : انداخت . ( 5 ) . تب ، مر ، لت : دهيد . ( 6 ) . مر ايشان . ( 7 ) . مر منافق ابا مىكرد . ( 8 ) . مر ، لت : كس . ( 9 ) . وز و ديگر نسخه بدلها و .