الشيخ أبو الفتوح الرازي
152
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كردند و اين قول در اين جا نيك نيست ، براى آن كه ما ( 1 ) نفى توبه و اصرار بر كفر اين همه تكرار و اختلاف احوال در كفر و ايمان به كار نمىبايد چه آن كس كه او يك بار كفر آرد و اصرار كند و توبه نكند به اجماع خداى تعالى او را نيامرزد . * ( وَلا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا ) * ، و او را راهى ننمايد ، يعنى ره بهشت و صواب و لايق به حال ايشان اين است براى آن كه به قرينهء نفى غفران ، نفى هدايت ( 2 ) را بر اين تفسير بايد دادن . و روا باشد كه مراد آن بود كه ايشان را خذلان كند و لطف نكند به ايشان در مستقبل عقوبة لهم على ما مضى من كفرهم و اصرارهم عليه ، و نشايد كه مراد نفى بيان باشد كه آنگه تكليف مالا يطاق بود . اكنون بدان كه : مرتد بنزديك ما بر دو ضرب است ، يكى آن است كه او را استتابه نكنند و توبه بر او عرض نكنند و او را بكشند و آن ، آن كس باشد كه [ بر فطرت اسلام زاده باشد و در ميان مسلمانان او را تربيت بوده باشد چون مرتد شود او را ببايد كشتن و توبه عرض نبايد كردن بر او و ضرب دوم آن باشد كه توبه بر او عرض كنند اگر قبول نكند آنگه بكشند او را ، آن ، آن كس باشد كه ] ( 3 ) از دار الحرب به دار الاسلام آمده باشد چون مرتد شود توبه بر او عرض كنند ، اگر بپذيرد رها كنند ( 4 ) او را . و اگر قبول نكند بكشندش و اين مذهب عطاست . و حسن بصرى گفت : استتابه نكنند مرتد را به هيچ حال ، و مذهب ابو حنيفه و شافعى و مالك و عامّهء فقها آن است : كه او را استتابه كنند به هر حال سواء اگر از سراى حرب آمده باشد يا بر فطرت اسلام زاده باشد بر عكس مذهب حسن بصرى . و اگر مرتد زن باشد بنزديك ما او را نكشند ، بل محبوس كنند او را يا ( 5 ) بميرد يا به ( 6 ) اسلام آيد ، و اين مذهب ابو حنيفه و اصحاب اوست . و اگر به دار الحرب گريزد او را به بردگى بيارند و حكمش حكم بردگان باشد ، و اين قول قتاده است و روايتى از امير المؤمنين - عليه السّلام .
--> ( 1 ) . مر : با . ( 2 ) . كذا : در اساس ، وز ، مت : بدايت ، با توجّه به تب تصحيح شد . ( 3 ) . اساس : ندارد از وز افزوده شد . ( 4 ) . اساس : و رها كنند ، با توجه به وز و فحواى عبارت زائد مىنمايد . ( 5 ) . مت ، آج ، لب ، مر ، لت : تا . ( 6 ) . وز ، تب ، مت ، آج ، لب ، مر : با .