الشيخ أبو الفتوح الرازي

127

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شرط كرد تا بدانند كه عمل صالح بىايمان نافع نبود . * ( فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ) * ، ايشان در بهشت شوند ، و ابن كثير و ابو عمرو و ابو جعفر خواندند : « يدخلون » ، على ما لم يسمّ فاعله ، ايشان را به بهشت برند . * ( وَلا يُظْلَمُونَ نَقِيراً ) * ، و بر ايشان به اندكى ظلم نكنند ، يعنى به اندك و بسيار و مراد مبالغت است ، يعنى به هيچ وجه . و « نقير » آن گو باشد كه بر پشت استخان ( 1 ) خرما بود ، و اين عبارت بود از اندك چيز - چنان كه بيان كرديم . مسروق گفت : چون اين آيت فرو آمد ، اهل كتاب مسلمانان را گفتند : ما با شما راستيم كه خداى گفت : كار نه به آرزوى ما و شماست ، هر كه او گناهى كند از ما و شما پاداشت يابد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ ) * - الاية ، تا فرق پيدا شود ميان مسلمانان و اهل كتاب . * ( وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه ) * ، گفت : كيست كه دينش نكوتر است ! صورت استفهام است و مراد تقرير ( 2 ) ، و نصب او بر تمييز است ، و اين تمييزى باشد بعد تمام الاسم ، و اگر چه تمام اسم در كلام نيست ، و تقدير اين است ( 3 ) : و من احسن النّاس دينا ممّن اسلم وجهه للَّه ، آن كس كه روى خود تسليم كند به خداى ، يعنى اسلام آرد و تن بدهد و گردن بنهد خداى را ، و اوامر او را منقاد شود و از نواهى او منتهى شود . و « وجه » براى ( 4 ) شرفش را تخصيص كرد و آن كه هر كس كه روى ابتذال كند به دگر اعضاء بخل نكند . و گفته‌اند : مراد به « وجه » ذات و نفس است ، كما قال تعالى : كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ( 5 ) ، يعنى تن بدهد ، * ( وَهُوَ مُحْسِنٌ ) * ، « واو » حال راست ، و او محسن و نيكوكار باشد ، و « محسن » فاعل احسان بود ، و « إحسان » نفعى باشد نكو كه به غيرى رسانند . * ( وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) * ، و متابعت كند دين ابراهيم را . « حنيفا » ، أى

--> ( 1 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : استخوان . ( 2 ) . اساس ، مت : لت : تقدير ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . مر كه . ( 4 ) . مر آن كه . ( 5 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 88 .