الشيخ أبو الفتوح الرازي

116

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

[ 342 - پ ] و كيست نكوتر به دين از آن كه بسپارد رويش خداى را ( 1 ) و او نكوكار بود و پسر وى كند دين ابراهيم را در مسلمانى و گرفت خداى ابراهيم را دوست . و خداى راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ( 2 ) و بوده است خداى به همه چيزى دانا . و فتوا پرسند ( 3 ) از تو در زنان ، بگو كه خداى فتوا مىكند شما را در ايشان و آنچه مىخوانند بر شما در قرآن در يتيمان زنان آن كه ندهيد ايشان را آنچه نوشته‌اند ايشان را و رغبت كنيد ( 4 ) از آن كه به زنى كنيد ( 5 ) ايشان را و ضعيفان از كودكان و آن كه برخيزيد براى يتيمان براستان ، و آنچه كنيد از نيكى خداى تعالى به آن دانا بوده است . و اگر زنى ترسد از شوهر ناساختى يا برگرديدى ( 6 ) نيست بزه بر شما كه ( 7 ) صلح دهيد ( 8 ) ميان ايشان ( 9 ) صلح ، و صلح بهتر است و بحاضر كردند ( 10 ) تنها را بخيلى ، و اگر نيكويى كنيد و بترسيد خداى بوده است به آنچه شما مىكنيد دانا . و نتوانيد كه

--> ( 1 ) . تب : رويش براى خداى ، آج ، لب : روى خود را براى خدا . ( 2 ) . اساس ، مت : زمينهاست ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و معنى كلام تصحيح شد . ( 3 ) . وز ، تب : مىپرسند . ( 5 - 4 ) . در اساس كنند ، ولى درست « كنيد » مىباشد . ( 6 ) . تب ، لت : برگرديدنى ، آج ، لب : روى بگردانيدنى پس . ( 7 ) . تب ، آج ، لب ، لت : بر ايشان كه . ( 8 ) . تب : صلح دهند ، آج ، لب : صلح كنند . ( 9 ) . آج ، لب : يكديگر . ( 10 ) . وز : و لجامه كردند ، مت : محاضر كردند ، آج ، لب : و حاضر كرده شده است .