الشيخ أبو الفتوح الرازي
112
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مردى است به پناه ما آمده ، رها كردند او را و از مكّهيش ( 1 ) بيرون كردند ، با جماعتى از ( 2 ) بازرگانان از بني قضاعه به شام شد . چون ايشان به منزلى ( 3 ) فرود آمدند ، متاعى از آن ايشان بدزديد ، او را بگرفتند و سنگسار كردند و آنگه سنگ بسيار بر او ريختند و گور او آن است ( 4 ) . و بعضى دگر گفتند : در كشتى نشست ، و از مردمان كشتى گليمى بدزديد . و چيزى از زر ، با آن او را بگرفتند و در دريا انداختند ، و گفتند : در بني سليم فرود آمد و با ايشان بت مىپرستيد تا به مردن . ضحّاك گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : آيت در حقّ قومى از قريش آمد كه از مكّه به مدينه آمدند و اظهار ايمان كردند تا مقصودى كه ايشان را بود تحصيل كردند ، آنگه برگشتند و با مكّه شدند و مرتد گشتند . و جماعتى متكلَّمان در اصول الفقه و فقها به اين آيت استدلال كردند بر صحّت اجماع و آن كه اجماع حجّت است ، به آن كه گفتند : خداى تعالى وعيد كرد بر اتّباع غير سبيل مؤمنان ، چنان كه بر مشاقّهء رسول وعيد كرد بايد تا اتّباع سبيل مؤمنان واجب باشد چنان كه اتّباع رسول و ترك مشاقّهء او ، و اين درست نيست از چند وجه : يكى آن كه : بر قول جملهء مفسّران ، در حقّ گروهى مخصوص معيّن آمده است ، از آن تجاوز كردن بى دليلى معنى ندارد . و اگر متناول باشد جز ايشان را ، بايد تا در آن حكم باشد كه در حقّ ايشان بود از عبادت اصنام كه مراد در آيت در باب ايشان بقوله : * ( وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، عبادت اصنام است ، و در آن جا دليل باشد بر صحّت اجماع . دگر آن كه : مسلَّم نيست كه مراد به « من » و به « مؤمنان » عموم است ، و نه آن كه مراد به « سبيل » جملهء راههاست ، و چون عام نباشد ما را باشد كه تخصيص كنيم به مخالفت ايمان كه كفر باشد ، و مؤمنان را تخصيص كنيم به بعضى و هم المعصومون - عليهم السّلام - و اگر حمل كنند بر عموم ، حمل بايد كردن بر اهل همهء
--> ( 1 ) . تب : مكّهاش . ( 2 ) . تب : ندارد . ( 3 ) . اساس ، مت : منزل ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . مر : گور او راست كردند بارسى .