الشيخ أبو الفتوح الرازي

100

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خير نيست در بسيارى از سرّ ايشان الَّا آن كه فرمايد صدقه‌اى يا برّى يا صلاح جستنى ميان مردمان ، و هر كه كند آن ، طلب خشنودى خداى را ، بدهيم او را مزدى بزرگ . و هر كه فرمان نبرد پيغامبر را از پس آن كه روشن شد او را حق ، و پسروى كند جز راه مؤمنان را ، با او گذاريم آنچه كرده باشد ، و بسوزانيم او را دوزخ ( 1 ) ، و بد جايگاه است آن . خداى نيامرزد آن كه به او شرك آرند ، و بيامرزد آنچه فرود آن باشد آن را كه خواهد ( 2 ) ، هر كه شرك آرد به خداى گمراه شود گمراهى دور ( 3 ) . كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : اين آيت در مردى انصارى آمد نام او طعيمة ( 4 ) بن ابيرق كه او درعى بدزديده بود از همسايه‌اى كه او را قتادة بن النعمان گفتند ، و آن درع در انبانى بود كه در آن انبان پاره‌اى آرد بود ، و انبان را سوراخى بود ، و ( 5 ) آن انبان برگرفت و از خانهء انصارى به خانهء مردى جهود برد كه او را زيد بن السّمير ( 6 ) گفتند ، و همهء راه كه او مىرفت ( 7 ) آرد مىريخت . بامداد كه ايشان طلب درع كردند بر جاى نبود ، برخاستند و بر اثر آن آرد كه ( 8 ) ريخته بود مىشدند تا به خانهء زيد بن السّمير . او را بگرفتند و گفتند : اين درع تو دزديدى . گفت : درع طعيمة بن ابيرق پيش من بوديعت نهاد ، و جماعتى جهودان گواهى دادند بر آن آمدند و او را گفتند : اين درع حواله بر تو مىكنند ، او سوگند خورد كه از آن خبر ندارد ( 9 ) . قوم او برخاستند و به شكايت بنزديك رسول آمدند و گفتند : يا رسول اللَّه ! بنى ( 10 ) قتاده را

--> ( 1 ) . آج ، لب : و در آوريم او را به دوزخ . ( 2 ) . آج ، لب ، لت و . ( 3 ) . تب ، مر ، لت قوله تعالى : * ( إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ) * - الاية . ( 4 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : طعمه ، با توجّه به همين كلمه در سطرهاى بعدى تصحيح شد . ( 5 ) . وز ، مر ، لت : او . ( 6 ) . مر ، لت : زيد بن السّمين . ( 7 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : او مىبرد . ( 8 ) . آج ، لب مى . ( 9 ) . آج ، لب ، لت : ندارم . ( 10 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : بينى .