الشيخ أبو الفتوح الرازي
91
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
فارغ شد ، مشركان تأسّف خوردند و گفتند : چرا ما بر اينان حمله نبرديم ، چون اينان در نماز بودند ، و اينان را به تيغ و نيزه فرو نگرفتيم ( 1 ) ؟ رها كنى ( 2 ) كه ايشان ( 3 ) را نمازى ديگر هست كه آن نماز دوستتر دارند از پدران و فرزندان خود ، چون در آن نماز شوند ما مراد خود بيابيم . چون رسول - عليه السلام - خواست كه نماز ديگر كند ، جبرئيل آمد و او را از كيد مشركان خبر داد ، و نماز خوفش بياموخت - چنان كه شرح داديم - و گفت : اين نماز خوف است چون حال بر اين جمله باشد نماز چنين كند و اين آيت آورد . * ( وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ ) * ، خطاب است با رسول - عليه السلام - يعنى چون تو در ميان اينان باشى ( 4 ) و با اينان حاضر باشى و خواهى تا نماز كنى ، * ( فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ ) * ، « لام » امر است ، و امر غايب به « لا » م بود ، يعنى بايد تا گروهى با تو بايستند ( 5 ) . * ( وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ ) * ، و بگو تا سلاح بر گيرند ، و اين گروه نماز كنان را مىگويد ، و اين دليل است بر صحّت مذهب ما در آن كه گفتيم كه : سلاح بر گرفتن اين گروه را واجب است ، براى آن كه خداى تعالى امر كرد به اخذ سلاح اين قوم را ، و امر قرآن را ظاهر بر وجوب بود تا دليلى برخاستن كه واجب نيست ، و آن سلاح كه برگيرند تيغ باشد و كارد و خنجر - فى قول اكثر المفسرين - و در اخبار ما همچنين آمد . و عبد اللَّه عبّاس گفت : اين گروه كه مأموراند به اخذ سلاح ، آنانند كه در برابر دشمناند ، و قول اوّل درستتر است كه ظاهر دليل آن مىكند در سياقت كلام . * ( فَإِذا سَجَدُوا ) * ، چون سجده كنند ، يعنى آن گروه كه با تو در نمازند و از سجده فارغ شوند ، * ( فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ ) * ، باز پس شما شوند ، يعنى با برابر دشمن با جاى آن گروه ديگر ، و اين دليل است بر قاعدهاى از قواعد ما در اين مسأله ، و آن آن است كه ما گفتيم اين نماز بر اين وجه به دو شرط واجب باشد : يكى آن كه دشمن در خلاف جهت قبله باشد ، از اين كار ( 6 ) حق تعالى گفت اينان را كه : با جايگاه مقاومان دشمن
--> ( 1 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت باز گفتند . ( 2 ) . تب ، مر : كنيد . ( 3 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : اينان . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : باشى كه بر متن مرجّح مىنمايد . ( 5 ) . وز ، لت يا بگو تا گروهى با تو بايستند . ( 6 ) . مر : جهت .