الشيخ أبو الفتوح الرازي
26
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
توكّل كنند مؤمنان . يارى داد شما را خداى به بدر و شما ذليلان بوديد ( 1 ) بترسيد ( 2 ) از خداى تا شاكر باشيد ( 3 ) . چون مىگفتى ( 4 ) مؤمنان را بس نيست ( 5 ) شما را آن كه مدد كند ( 6 ) شما را خداى به سه هزار از فرشتگان فرو فرستاده ( 7 ) ؟ آرى اگر شكيبايى كنيد و پرهيزگار باشيد و آيند به شما از سر اين شتاب فرو فرستاد شما را خداى به پنج هزار [ از ] ( 8 ) فرشتگان با علامت ( 9 ) . و نكرد آن را خداى مگر بشارتى شما را ( 10 ) و تا ساكن شود ( 11 ) دلهاى شما به آن ، و نيست يارى ( 12 ) مگر از نزديك خداى عزيز محكم كار . تا ببرد گوشه اى از آنان كه كافر شدند يا به روى در آورد ايشان را برگردند ( 13 ) نوميد . نيست تو را از اين كار چيزى ، يا توبه پذيرد بر ايشان ، يا عذاب كند ايشان را ، ايشان بيداد كارانند . و خداى راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، بيامرزد آن را
--> ( 1 ) . دب : بودى / بوديد . ( 2 ) . دب : بترسى / بترسيد . ( 3 ) . دب : شاكر باشى / شاكر باشيد ، آج ، لب : سپاس دارى ، فق : سپاسورزى نماييد . ( 4 ) . اساس ، وز : مىگفتيد ، با توجّه به دب تصحيح شد ، آج ، لب تو . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : اى هرگز بسنده نبود . ( 6 ) . وز ، دب : مدد كرد . ( 7 ) . آج ، لب ، فق : فرو فرستادگان . ( 8 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 9 ) . آج ، لب ، فق : نشان كرده . ( 10 ) . آج ، لب ، فق : مژده دادن مر شما را . ( 11 ) . آج ، لب ، فق : و تا آرام يابد . ( 12 ) . آج ، لب ، فق : يارى كردن . ( 13 ) . آج ، لب : پس باز گردند .