الشيخ أبو الفتوح الرازي
9
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است در حقّ ايشان و ائمهء معصوم ( 1 ) - عليهم السّلام - براى آن كه لفظ « خير » در حقّ مقتدايان امّت روان باشد ( 2 ) ، آنگه آن صفات كه آيت متضمّن آن است لايق حال ايشان است ، من قوله تعالى : * ( تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) * - الآية . بيانش آن خبر كه ( 3 ) سلمان پارسى ( 4 ) - رحمة اللَّه عليه - روايت كند كه : در عهد عمر خطَّاب مردى بيامد از احبار جهودان ، و پرسيد كه : خليفهء محمّد كيست كه بر جاى اوست ؟ او را هدايت كردند به عمر . او بيامد و گفت : أنت خليفة محمّد ؟ گفت : آرى . گفت : إنّي سائلك ( 5 ) عن ثلاث ، و ثلاث و واحدة ، گفت : من تو را بخواهم پرسيدن از سه مسأله ، و سه مسأله و يكى . گفت : چه منع كرد تو را از آن كه نگفتى ( 6 ) هفت مسأله ؟ گفت : براى آن كه اگر آن سه اوّل بپرسم جواب يابم ، دگر بپرسم ( 7 ) ، و إلَّا لا اوذيك و نفسى ، خود را و تو را رنجه ندارم . عمر گفت : فاذا عليك بعلي بن أبي طالب ، او را ببر على فرستاد . او بيامد و على ( 8 ) را گفت : من تو را سؤال خواهم كردن ، چنان كه اوّل گفته بود گفت : سل ما بدا لك ( 9 ) ، بپرس از هر چه خواهى ! گفت : گفت : خبر ده مرا از اوّل درخت ( 10 ) كه بر زمين برست ، و از اوّل سنگ كه بر زمين بنهادند ، و از اوّل چشمهء آب ( 11 ) كه بر زمين پديد آمد ؟ گفت : امّا شما كه جهودانيد 1 « مىگوييد اوّل درخت ( 13 ) كه بر زمين برست سمر بود ، و دروغ گفتيد . اوّل درخت كه بر زمين برست درخت عجوه بود ، نوعى ( 14 ) خرماست . و اوّل چشمهء آب ( 15 ) شما گفتيد ( 16 ) چشمهء بيت المقدّس است ، و دروغ گفتيد ( 17 ) . اوّل چشمهء آب كه بر زمين پديد آمد ، آن چشمه بود كه صاحب موسى در او
--> ( 1 ) . دب ، فق ، مب ، مر : معصومين . ( 2 ) . مب ، مر : روا باشد . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : خبرى كه . ( 4 ) . مب ، مر : سلمان فارسى . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سألتك . ( 6 ) . اساس ، وز ، دب : گفتى ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . مر و جواب يابم . ( 8 ) . آج ، لب ، فق : و امير المؤمنين على . ( 9 ) . وز : سل عمّا بذلك ، دب و ديگر نسخه بدلها : سل عمّا تريد . ( 13 - 10 ) . مب ، مر : درختى . ( 11 ) . مب ، مر : آبى . ( 12 ) . آج ، لب ، فق : جهودانى / جهودانيد . ( 14 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر از . ( 15 ) . فق كه . ( 17 - 16 ) . دب ، آج ، لب : گفتى / گفتيد .