الشيخ أبو الفتوح الرازي
83
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
لا تنقصون ، و هيچ نقصان نكنند شما را و بر شما هيچ ظلم نكنند و حقّتان باز نگيرند ، من قوله تعالى : آتَتْ أُكُلَها وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْه شَيْئاً ( 1 ) ، [ 366 - پ ] اى لم ( 2 ) تنقص . و اين آيت لا بدّ مخصوص باشد به صدقه تطوّع ، براى آن كه زكات [ واجب ] ( 3 ) جز به مؤمنان مستبصر ظاهر ستر نشايد دادن از ( 4 ) آنان كه در آيت مذكوراند في قوله : إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ ( 5 ) ، مگر مؤلفة قلوبهم كه ايمان در حقّ ايشان معتبر نيست . آنگاه ( 6 ) قديم - جلّ جلاله - بيان كرد كه صدقه فريضه [ و سنّت ] ( 7 ) به كه بايد دادن و به كه اوليتر بود ، گفت : * ( لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، و مبتدا در آيت ( 8 ) محذوف است ، و تقديره ( 9 ) : للفقراء الَّذين احصروا في سبيل اللَّه حق واجب في اموالكم ، گفت : آن درويشان كه ايشان محصر ( 10 ) و عاجز و ممنوع ( 11 ) باشند به ضعف و ابتلاء و شيخوخيّت ( 12 ) و قلَّت ذات اليد از آن كه كارى نتوانند كردن ( 13 ) تا ( 14 ) در زمين خداى بروند و ايشان فقراى مهاجريان ( 15 ) بودند بنزديك چهار صد مرد بودند ، ايشان را در مدينه سرايى نبود و مسكنى و ملكى و ضيعتى و عشيرتى و مالى و صنعتى . همه روز و شب در مسجد بودندى ، اگر كسى ايشان را كارى فرمودى بكردندى و الَّا همه روز در مسجد نشسته ( 16 ) بودندى و گاهگاهى ( 17 ) استخوان خرما كوفتندى ( 18 ) براى شتر مردمان ،
--> ( 1 ) . سوره كهف ( 18 ) آيه 33 . ( 2 ) . اساس : ما ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : و ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . سوره توبه ( 9 ) آيه 60 . ( 6 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : پس ، با توجّه به تب تصحيح شد ، ديگر نسخه بدلها : آنگه . ( 8 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : مبتدا خبرش ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . همه نسخه بدلها : و تقدير آن است كه . ( 10 ) . تب ، دب : محصور . ( 11 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : و درمانده ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 12 ) . مب ، مر : مشخوخيت . ( 13 ) . تب ، دب : نتواند كردن ، مج ، وز : توانند كردن ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تواند كردن . ( 14 ) . لب ، مج ، وز : يا ، فق : با ( بدون نقطه ) . ( 15 ) . فق : مهاجران . ( 16 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : مدينه ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 17 ) . همه نسخه بدلها : گاه گاه . ( 18 ) . همه نسخه بدلها بجز تب ، دب : گرفتندى .