الشيخ أبو الفتوح الرازي
66
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
صدقاتى كه ايشان را بودى بياوردندى و در مسجد بنهادندى ، چون پر شدى ( 1 ) رسول - عليه السلام - قسمت كردى . روزى مردى بيامد ( 2 ) و پاره اى خرماى بد بياورد و بنهاد . چون رسول - عليه السلام - در آمد و آن ديد گفت : اين خرماى بد چيست و كه آورده است ؟ بئس ما صنع صاحب هذا ، بد كرده است خداوند اين ، و در بعضى الفاظ خبر چنين است كه : [ اما ] ( 3 ) ان صاحب هذا ليأكل الحشف يوم القيامة ، خداوند اين را فرداى ( 4 ) قيامت هم حشف دهند ، آنگه بفرمود تا آن خوشه خرما در آويختند ( 5 ) تا هر كه مىديد ملامت مىكرد آن را كه ( 6 ) آن آورده است ( 7 ) ، خداى تعالى به نهى كردن از اين معنى اين آيت فرستاد . امير المؤمنين على - عليه السلام - گفت ( 8 ) ، و حسن و مجاهد و ضحّاك كه ( 9 ) : جماعتى بودند كه چون زكات يا صدقه خواستدندى ( 10 ) دادن بگزيدندى ( 11 ) آنچه خيار بودى خود را باز گرفتندى ، و آنچه رذال ( 12 ) بودى صدقه را بنهادندى از هر جنسى ، خداى تعالى اين آيت در حقّ ايشان بفرستاد تا از ( 13 ) خرما حشف ندهند ، و از حبوب زؤان ( 14 ) و نوعى كه بد باشد از آن ، و از زرّ و سيم زيوف و نبهره ( 15 ) ندهند . * ( وَلَسْتُمْ بِآخِذِيه إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيه ) * ، زهرى خواند : الَّا ان تغمضوا ، به فتح « تا » و ضمّ « ميم » . و حسن بصرى خواند : الَّا ان تغمضوا به فتح « تا » و كسر « ميم » ( 16 ) ، يقال : غمض يغمض [ و يغمض ] ( 17 ) ، و قتاده خواند : الَّا ان تغمّضوا [ فيه ] ( 18 ) من التّغميض
--> ( 1 ) . تب : چون بسيار شدى . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : مردى بيامد روزى . ( 18 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . اساس كه در اين كلمه نو نويس است : اين خرما را ، آج ، آب ، فق ، مب ، مر : اين را روز ، با توجّه به تب تصحيح شد . ( 5 ) . دب : بياويختند . ( 6 ) . اساس كه در اين كلمه نو نويس است : آن كس كه : با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : آورده بود . ( 8 ) . مب : ندارد . ( 9 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفتند . ( 10 ) . همه نسخه بدلها : خواستندى . ( 11 ) . همه نسخه بدلها بجز تب ، دب از . ( 12 ) . مج ، وز ، دب ، مب : زوال . ( 13 ) . تب : تا آن ، دب ، تا از آن . ( 14 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 15 ) . آج : ناسره . ( 16 ) . تب ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و اين دو لغتند . ( 17 ) . اساس : مب : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .