الشيخ أبو الفتوح الرازي
52
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و اصلح اللَّه شأنك ، و كفاك المؤنة ، و اغناك عن سؤال النّاس . ضحّاك گفت : قول في اصلاح ذات البين ، يعنى چيزى گويد كه از ميان مردمان اصلاح با ديد آيد ، [ كما قال الشاعر في هذا المعنى - شعر : قد جئت ارجوا جودكم سائلا ما ذا تردّون على السائل ان لم تنيلوه فقولوا له قولا جميلا بدل النّائل * ( وَمَغْفِرَةٌ ) * ] ( 1 ) ، يعنى باز پوشد آنچه بداند از حال مردم ، اگر مطلع شود بر حال كسى از فقر و فاقه و سوء الحال يا سايل با او بگويد آن حال بر او پوشيده دارد و افشا نكند . كلبى و ضحّاك گفتند : مراد آن است كه چون كسى بر او ظلمى كند از آن در گذرد و عفو كند او را ، و گفتهاند : مراد آن است كه چون سايل سؤال كند و [ تو ] ( 2 ) او را رد كنى و چيزى ( 3 ) ندهى ، ربّما كه از سر ضجارت ( 4 ) و دلتنگى سخنى گويد كه تو را از آن كراهت باشد ، از سر آن در گذر و عفو كن او را ( 5 ) ، حق تعالى گفت : سخنى نيكو يا ردّى جميل يا مغفرتى بر اين وجوه كه گفته شد ، * ( خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً ) * ، بهتر باشد از صدقه اى كه رنجى به دنبال ( 6 ) آن باشد از منّتى و تعييرى سايل را و عيبى و كلمتى موحش . * ( وَاللَّه غَنِيٌّ ) * ، و خداى بى نياز است از صدقات بندگان ، و اگر او خواهد همه خلق ( 7 ) را غنى گرداند تا كسى را به كسى حاجت نباشد ، و لكن توانگران را مال داد تا شاكر باشند ، و درويشان را امتحان كرد تا صابر باشند ، و ذلك قوله : وَاللَّه فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ ( 8 ) . عبد الرّحمن سلمى ( 9 ) روايت كند كه رسول - عليه السلام - گفت : چون سايل سؤال كند ، قطع سؤال او مكنى تا از آن فارغ شود ، آنگه جوابى كنى او را با وقار و لين ، امّا ببذل يسير او بردّ جميل ، يا به چيزى اندك كه يا به ردّى نكو ، كه وقت باشد كه
--> ( 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، از تب افزوده شد . ( 3 ) . تب به وى . ( 4 ) . تب : ضجرت . ( 5 ) . تب : در گذرى و عفو كنى . ( 6 ) . تب : رنجى در عقب . ( 7 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : تا كسى ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . سوره نحل ( 16 ) آيه 71 . ( 9 ) . مج ، وز ، دب : عبد الرّحمن السلمى .