الشيخ أبو الفتوح الرازي
483
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بر دارد و آن نصيب خود را سولاخ ( 1 ) كند ، ديگران او را گويند [ 452 - ر ] : چه مىكنى ؟ گويد : در نصيب خود تصرّف مىكنم . شما را با من و نصيب من چه كار است ؟ اگر او را به اين گفتار رها كنند ، و دستش به دست نگيرند ( 2 ) ، كشتى بيران ( 3 ) كند و آب در آيد ، و او و ايشان غرق شوند ( 4 ) . و امير المؤمنين على - عليه السلام - گفت : فاضلتر جهادى امر معروف و نهى منكر است و دشمنى كردن با فاسقان . هر كه امر معروف كند ، پشت مؤمن قوى كرده باشد ، و هر كه نهى منكر كند منافق را به رغم آورده باشد ، و هر كه با فاسق معادات كند و براى خداى خشم گيرد ، خداى تعالى براى او خشم گيرد . ابو الدّرداء گفت : اگر امر معروف و نهى منكر كنى ( 5 ) ، و الَّا خداى تعالى سلطان ظالم را بر شما گمارد كه بزرگتان را ( 6 ) حرمت ندارد ، [ و بر كودكان رحمت نكند ] ( 7 ) ، و نيكان و صالحان شما دعا كنند اجابت نيايد ، و نصرت خواهند نصرت نيابد ( 8 ) ، و آمرزش خواهند ( 9 ) خداى نيامرزد ايشان را ( 10 ) . حذيفة بن اليمان ( 11 ) گفت : روزگارى آيد بر مردمان كه مردار خرى ( 12 ) برايشان دوستتر بود از كسى كه امر معروف و نهى منكر كند . سفيان ثورى گفت : هر آن مردى كه همسايگان او دوست او باشند و او را مدح كنند ، بدان كه او مداهن است ، چه اگر ( 13 ) امر معروف و نهى منكر كردى ، همه دشمنش بودندى ، و معنى آيت آن است كه : جمله شما كه امّت مصطفيايد ، يا بهرى از شما بايد تا ( 14 ) خلقان را با خداى و ره خير و طاعت دعوت كنى ( 15 ) و امر معروف
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سوراخ . ( 2 ) . آج ، لب ، فق : و دستش نگيرند ، فق ، مب ، مر : رها كنند و مانع او نشوند . ( 3 ) . دب ، فق ، مب : ويران . ( 4 ) . مج : غرق كنند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : نكنى ، مب : نكنيد ، مر : ندارد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق : بر بزرگان . ( 7 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد ، مب ، مر و چون . ( 8 ) . مب ، مر : ندهد شما را . ( 9 ) . مب ، مر : و چون آمرزش خواهيد . ( 10 ) . مب ، مر : شما را . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مر : حذيفة اليمانى . ( 12 ) . دب : مردار خوارى ، مر : مردار خورى . ( 13 ) . دب او . ( 14 ) . مب ، مر : كه . ( 15 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كنيد .